تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
با او برويم ) پس براى تعيين فرمانده ميان آنها و ديگران قرعه زدند ، و قرعه بنام هشتاد نفر اصابت كرد ، از آن ميان رسول خدا ( ص ) ابو بكر را پيش خوانده و به او فرمود : پرچم را بگير و بنزد آنان ( كه ) قبيلهء بنى سليم ( بودند ) برو زيرا كه اينان نزديك حره هستند . ( مترجم گويد : حره به معناى زمينى است كه در آن سنگهاى بسيار سياه است كه از سياهى چنان باشد كه گويا با آتش سوخته شده ، و در اطراف مدينه خصوص در سمت شرقى آن ، از اين سنگها بسيار است بدانسان كه گويا فرش شده است ، و در سمتهاى ديگر نيز زياد است ) پس ابو بكر با آن گروه روان شد تا به نزديكى دشمن رسيد و آنجا زمينى بود كه سنگ و درخت در آنجا زياد بود و دشمن در وسط دره جايگير شده بود كه فرود آمدن به آن كار دشوارى بود ، همين كه أبو بكر به آن دره رسيد و خواست سرازير ميان آن دره شود دشمنان بسوى او تاختند و او را وادار بهزيمت و فرار نمودند و از مسلمانان گروه زيادى كشتند و أبو بكر از پيش دشمن بگريخت ، و چون بنزد پيغمبر ( ص ) رسيدند حضرت پرچم را براى عمر بست و او را روانهء جنگ با آنها كرد ، عمر كه به آنان رسيد آنها در زير سنگها و درختها كمين كردند همين كه عمر خواست سرازير به آن دره شود به او حمله كرده او را نيز فرارى دادند ، رسول خدا ( ص ) را اين ماجرا بد آمد و اندوهگين ساخت عمرو عاص بعرض رسانيد كه : اى رسول خدا مرا بسوى آنان فرست زيرا كه جنگ با نيرنگ است شايد من با دشمن نيرنگ زنم ، ( و آنها را با نيرنگ شكست دهم ) حضرت او را با گروهى روانه كرد و بكوشش و اهتمام در جنگ سفارش فرمود ، او نيز كارى از پيش نبرد و چون بآنوادى رسيد عربها بر او تاخته او را نيز فرارى دادند و جمعى از همراهانش را كشتند ، پس رسول خدا ( ص ) چند روز درنگ كرده و بر ايشان نفرين ميكرد ، سپس أمير المؤمنين عليه السّلام را پيش خوانده پرچمى براى او بست و فرمود : بارها او را بجنگ فرستادم حمله‌كنندهءايست كه نگريزد ، سپس دست بسوى آسمان بلند كرده . گفت : بار خدايا اگر ميدانى كه من رسول و فرستادهء از جانب تو هستم مرا بكمك او از گزند نگهدارى فرما ، و در بارهء او آنچه خود دانى و بالاتر
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 151 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى