تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
كه درآيند بدين خدا گروه گروه » ( سوره نصر آيهء 1 - 2 - ) و گفتار ديگرش كه از دير زمانى پيش از جريان فتح مكه نازل گرديد : « هر آينه در مسجد الحرام درآئيد اگر خدا خواهد ، در حال ايمنى و آسودگى خاطر ، با سرهاى تراشيده و كوتاه‌كنندگان ( ناخن و مو ) و بدون هراس و ترس » ( سورهء فتح آيهء 27 ) و پس از شنيدن اين نويد چشمها بدان نگران بود و گردنهاى كشيده شد ( تا آن روز را ببينند ) و تدبير كار را رسول خدا ( ص ) چنان كرد كه انديشهء خود را پنهان دارد ، و حركت بسوى مكه و زمان آن را مخفى كند ، و از خدا درخواست كرد كه انديشهء او را از مردمان مكه پوشيده دارد تا ناگهانى بر آنان درآيد ، و تنها كسى كه در ميان مردمان از اين انديشه او را از مردمان مكه پوشيده دارد تا ناگهانى بر آنان درآيد ، و تنها كسى كه در ميان مردمان از اين انديشه آگاه بود ، و رسول خدا ( ص ) او را راز دار و امين دانسته و آگاهش ساخت امير المؤمنين عليه السّلام بود ، و با او مشورت ميكرد ، و پس از او گروهى ديگر را آگاه ساخت ، و پايان پذيرفتن آن جريان بأحوال و شرائطى بود كه امير المؤمنين عليه السّلام در همهء آن احوال گوى سبقت را در فضيلت از ديگران برد ، و هيچ يك از مردمان همباز او نگشت . ( 30 ) از آن جمله اين بود كه چون حاطب بن أبى بلتعة كه خود از اهل مكه بود ( و بواسطهء اينكه مسلمان شده بود بمدينه هجرت كرد و در مدينه ميزيست ) و در جنگ بدر نيز بهمراهى پيغمبر ( ص ) در لشكر اسلام بود بمردمان مكه نامه نوشت و آنان را از انديشهء رسول خدا ( ص ) در بارهء رفتن به مكه و فتح آن آگاه ساخت ، در اين باره وحى پيغمبر ( ص ) رسيد و از نامهء كه حاطب بمردم مكه نوشته بود آگاهش ساخت ، پيغمبر ( ص ) آن را بوسيلهء امير المؤمنين عليه السّلام تلافى و جبران كرد ، و اگر تلافى نكرده بود آن تدبيرى كه وسيلهء پيروزى مسلمانان بود بهم مىخورد ، و تفصيل اين داستان پيش از اين ( در فصل ( 12 ) گذشت ) و نيازى بتكرار آن نيست ( بدان جا مراجعه شود ) .