تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
رسول خدا ( ص ) كه فضيلتهاى زيادى را در برداشت مخصوص او گرديد ، و ديگران بهرهء از آن فضيلتها نبردند و بسيارى از تاريخ نويسان و اهل تفسير گفته‌اند : در همين جنگ سورهء شريفهء « و العاديات ضبحا » ( يعنى سوگند باسبانى كه نفس زنان از جنگ بازگردند ) بر پيغمبر ( ص ) فرود آمد ، و اين سوره تا به آخر متضمن شرح حال أمير المؤمنين عليه السّلام و رفتار او است .

[ فصل ( 29 ) جنگ بنى المصطلق و شجاعت على ع ]

سپس در داستان جنگ بنى المصطلق ( كه گروهى از عرب و از اولاد جذيمهء خزاعى بودند و مصطلق لقب او است و در لغت به معناى خوش صدا است كه به جهت صداى خوشى كه جذيمه داشت او را به اين لقب ملقب ساختند ) و بلا و آزمايشى كه أمير المؤمنين عليه السّلام در اين جنگ دچار گشت نزد دانشمندان مشهور است ، و فتح آن جنگ نيز بدست او شد پس از آنكه در آن روز بگروهى از فرزندان عبد المطلب مصيبتى چند رسيد و على عليه السّلام دو تن از مردان ( دلاور و بزرگان ) ايشان كه مالك و پسرش بود بكشت ، و رسول خدا ( ص ) بسيارى از آنها را برده گرفت ، و از كسانى كه برده گشت جويرية دختر حارث بن أبى ضرار ( سر كردهء بنى المصطلق ) بود و شعار مسلمانان در اين جنگ « يا منصور امت » بود ( يعنى بهم ميگفتند : اى يارى شده بميران دشمن را و بكش ، و اين تفألى بود كه ميزدند و يك ديگر را به يارى شدن نويد ميدادند ) و كسى كه جويريه را اسير كرد أمير المؤمنين عليه السّلام بود پس او را بنزد پيغمبر ( ص ) آورد ، و پس از آنكه همهء آن گروه اسلام اختيار كردند پدرش حارث كه مسلمان شده بود بنزد رسول خدا ( ص ) آمده عرضكرد : اى رسول خدا دختر من ببردگى و اسارت نرود زيرا كه زنى است بزرگوار ، حضرت به او فرمود : پيش او برو و او را مخير نما و به حال خود واگذار ( كه اگر خواهد بسوى شما باز گردد و اگر خواهد نزد ما بماند ) پدرش بنزد او آمد و گفت : اى دخترك من ! قبيله و فاميل خود را رسوا مساز ( و پيش ما باز گرد ) جويرية