تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
كه مرا آگاهى دهد كه على مىآيد ، سپس بيرون رفت و دستور فرمود كه مردم از على عليه السّلام استقبال كنند ، مردمان دو صف شده و با پيغمبر ( ص ) باستقبال على عليه السّلام رفتند ، همين كه أمير المؤمنين عليه السّلام رسول خدا ( ص ) را ديد از اسب خود پياده شد و بسوى پاهاى آن حضرت خم شد كه آنها را ببوسد ، حضرت فرمود : سوار شو كه خداى تعالى و پيغمبرش از تو خشنودند ، أمير المؤمنين عليه السّلام ( كه اين مژده را شنيد ) از خوشحالى گريان شد و به منزل خويش رفت ، و آنچه بغنيمت آورده بود تسليم مسلمانان كرد ، پس پيغمبر ( ص ) ببرخى از آنان كه در لشكر اسلام بهمراهى على عليه السّلام رفته بودند ، فرمود : أمير و فرمانده خود ( يعنى على ) را چگونه ديديد ؟ عرضكردند : چيزى غير از خوبى از او نديديم جز آنكه در تمام نمازها كه ما پشت سرش خوانديم سورهء
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
ميخواند ؟ ! رسول خدا ( ص ) فرمود : من اين مطلب را از او خواهم پرسيد ، چون على عليه السّلام بنزد پيغمبر ( ص ) آمد حضرت به او فرمود : چرا در نمازهائى كه با ايشان خواندى جز سورهء اخلاص (
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
) سورهء ديگرى نخواندى ؟ عرضكرد : اى رسول خدا من اين سوره را دوست دارم . پيغمبر ( ص ) فرمود : براستى كه خدا نيز تو را دوست دارد چنانچه تو سورهء توحيد را دوست دارى . سپس فرمود : اى على اگر من نميترسيدم از اينكه گروههائى از مسلمانان در بارهء تو بگويند آنچه را نصارى ( و مسيحيان ) در بارهء عيسى بن مريم گفتند ( كه او را خدا و يا پسر خدا خواندند ) امروز سخنى در باره‌ات ميگفتم كه به هيچ گروهى از مردم نگذرى جز آنكه خاك زير پايت را ( براى تبرك ) بردارند .

[ فصل ( 28 ) نازل شدن سوره و العاديات در باره جنگ مزبور ]

پس از آنچه گفته شد آشكارا گرديد كه فتح اين جنگ بدست أمير المؤمنين عليه السّلام بود ، پس از آنكه از ديگران آن تبهكارى و سستى سرزد ( و از برابر جنگ با دشمنان دين گريختند ) و ستايش
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 104 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى