تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
او حكم كرد تن در دهند ، ) و او بكشتن مردان و ببندگى گرفتن زنان و كودكان و بخش كردن دارائى آنان حكم كرد ، پيغمبر ( ص ) فرمود : اى سعد در بارهء اينان حكمى كردى كه خداى تعالى از بالاى هفت آسمان حكم فرموده ، و پيغمبر ( ص ) دستور بفرود آوردن مردانشان فرمود ، و آنها نهصد تن بودند ، پس آنان را بمدينه آوردند و دارائى و اموالشان را تقسيم فرمود ، و زنان و كودكان را ببندگى گرفتند ، و مردانشان را كه دست بسته بمدينه آورده بودند در خانهء از خانه‌هاى قبيلهء بنى النجار زندان كردند ، و رسول خدا ( ص ) در جايى كه اكنون بازار است بيامد و دستور داد در آنجا گودالهائى كندند ، و أمير المؤمنين عليه السّلام و مسلمانان كه همراه او بودند آمدند ، پيغمبر ( ص ) دستور فرمود آنها را بياورند ، و بعلى عليه السّلام فرمود : پا پيش نهد و گردن آنها را در آن گودالها بزند ، پس آنان را دسته دسته آوردند و در ميان آنها حى بن اخطب ، و كعب بن اسد را كه آن دو در آن زمان رئيس و بزرگ يهود و بنى قريظه بودند بياوردند ، ( در ميان راه اسيران يهود ) همچنان كه آنان را بنزد پيغمبر ( ص ) مىبردند بكعب بن اسد گفتند : اى كعب اوضاع را چگونه مىبينى و چگونه با ما رفتار كنند ؟ كعب گفت : در همه جا شما ( نادان و ) بىخرديد ! آيا نمىبينيد آن كس كه شما را بخواند دست برندارد ، و هر كس از شما ميرود باز نگردد ؟ به خدا كشتن در كار است ، در اين ميان حى بن اخطب را دست بسته آوردند ، چون نگاهش برسول خدا ( ص ) افتاد گفت : به خدا سوگند من خويشتن را بدشمنى با تو سرزنش نكنم ولى هر كس خداى را واگذارد واگذارده مىشود ( يعنى من پشيمان نيستم كه چرا با تو دشمنى كردم و دوستى ننمودم ولى چون ما در جريان كمك گرفتن از احزاب خداى را واگذارديم اكنون به اين روز خوارى افتاديم ) . سپس رو بمردم كرده گفت : اى مردم از سرنوشتى كه خدا فرموده چاره‌اى نيست ، نامه و تقدير و جنگى بود كه بر بنى اسرائيل ( و يهود ) نوشته شده ( اين را بگفت )
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 99 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى