كشته شوند يا محمد و پيروانش را بيچاره كنند ، ( از اين سخنان ) دلگرم شدند و تصميم بر جنگ با پيغمبر ( ص ) گرفتند ، يهود ( كه از كمك و پشتيبانى قريش اطمينان حاصل كردند ) از مكه بيرون رفته و بنزد قبيلههاى غطفان و قيس عيلان رفتند ، و آنان را بجنگ با پيغمبر ( ص ) دعوت كردند و يارى و كمك دادن به آنها را به عهده گرفتند و پشتيبانى قريش را نيز به اطلاع آنها رساندند ، پس ايشان نيز پذيرفته مهياى جنگ شدند و ( همگى براى جنگ با رسول خدا ( ص ) از مكه ) بيرون آمدند ، قريش به سركردگى ابو سفيان ، قبيلهء غطفان بفرماندهى چند تن : عيينة بن حصن در طايفهء بنى فزاره ، و حارث بن عوف در طائفهء بنى مرة ، و و برة بن طريف در ميان مردم خود از طايفهء اشجع ، و ديگر از قريش نيز بدنبال اينان بسوى مدينه حركت كردند .
چون پيغمبر ( ص ) خبر گرد آمدن قريش و ديگر دستهجات و تصميم آنان براى بجنگ بسمع مباركش رسيد با يارانش ( براى چارهجوئى و راه دفاع از مدينه و مردم آن ) مشورت كرد ؟ و همگى آنان رأى دادند كه در مدينه بمانند و چون دستهجات و احزاب آمدند در اطراف مدينه از راههائى كه به شهر ميرسد با آنان جنگ كنند ، سلمان ( ره ) ( اين رأى را نپسنديد و خود ) رأى داد كه اطراف شهر خندق بكنند ( و گرداگرد مدينه را حلقه وار گود كنند ، حضرت اين رأى را پسنديد ) و دستور كندن خندق را صادر فرمود ، و خود آن حضرت نيز ( مانند ديگر مسلمانان ) بكندن آن مشغول شد ، و ديگران نيز شروع كردند ( و اين كار پيش از رسيدن احزاب بپايان رسيد ) احزاب كه رسيدند مسلمانان از زيادى لشكر و قوت و شوكت آنها بدهشت افتادند و هالهء ترس گرداگرد آنها را فرا گرفت ، لشكر دشمن در يك سوى خندق منزل گرفتند و بيش از بيست شب در آنجا ماندند ، و در اين مدت جز با تير و سنگ جنگى ميانهء آنها واقع نشد ، چون رسول خدا ( ص ) ديد كه بيشتر مسلمانان از اين محاصره بتنگ آمده و نيروى شكيبائى ندارند و در جنگ
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٨٥