[ فصل ( 25 ) جنگ احزاب و كشته شدن عمرو بن عبد ودّ به دست آن حضرت ]
و پس از جنگ بنى النضير جنگ احزاب بود ، و سببش اين شد كه گروهى از يهود كه از آن جمله بود سلام بن أبى الحقيق ، و حيى بن اخطب ، و كنانة بن ربيع ، و هودة بن قيس ، و أبو عمارة والبى ، با چند تن از قبيلهء بنى والية بسوى مكه حركت كردند و چون به مكه رسيدند پيش أبو سفيان كه ميدانستند از دشمنان رسول خدا ( ص ) و از پيشقدمان در جنگ با آن حضرت است رفتند ، و از آنچه از پيغمبر ( ص ) به آنها رسيده شكايت كردند و از او خواستند كه براى جنگ با پيغمبر ( ص ) كمك دهد و آنان را يارى كند ، ابو سفيان بايشان گفت : من بهر طور كه دلخواه شما باشد مهيا هستم ، اكنون بنزد قريش برويد و از آنها نيز براى جنگ با او كمك بخواهيد ، و يارى دادن و ايستادگى كردن به آنان را هنگام جنگ ( تا آخرين مرحله كه ) به زانو در آوردن محمد ( ص ) ( باشد ) به عهده گيريد ( و با اين طريق آنان را با خود همدست كنيد ) ، پس آن گروه بميان بزرگان ( با دستهجات مختلف ) قريش گردش كردند و همه را بجنگ با پيغمبر خواندند و به آنان گفتند : دست ما با دست شما ( و همراه شما است ) و ما با شما همكارى خواهيم كرد تا او را به زانو درآوريم ، قريش بايشان گفتند : اى گروه يهود شما داراى كتاب نخستين ( توراة ) و علم پيشين هستيد ، و بهتر دانيد كه محمد چه آورده و ما بر چه آئينى هستيم ، ( اكنون بگوئيد ) آيا آئين ما بهتر است از دين او يا اينكه او بحقيقت نزديكتر از ماست ؟ ايشان گفتند : آئين شما بهتر از دين اوست ( و شما بحقيقت نزديكتريد ) قريش ( از اين سخن و ) از پيشنهادى كه براى جنگ با پيغمبر ( ص ) دادند خورسند گشتند ، از آن سو ابو سفيان نيز بنزد آنان آمده بديشان گفت : همانا خدا اكنون اسباب چيره شدن شما را بر دشمنان فراهم ساخته ، اين يهود است كه دوش بدوش شما ميجنگند و از شما جدا نگردند تا اينكه يا همگى