در اين تاريكى شب او را چنين بيباك كرده ؟ جز اينكه ميخواهد دستبرد و شبيخونى بما بزند ( و محتمل است ترجمه چنين باشد : كه با خود گفتم : اين مرد بيباك مبادا در تاريكى آخر شب از قلعه بيرون آيد و دستبردى بما بزند ) ناگاه ديدم كه شمشير برهنهء در دست دارد و با سه تن از يهود پيش آيد ، به او حمله كرده و او را كشتم و ديگران كه همراهش بودند گريختند ، و هنوز چندان دور نشدهاند ، چند نفر با من بفرست كه اميد است بدانها دست يابيم ؟ رسول خدا ( ص ) ده نفر همراه او روان كرد كه از آن جمله بود ابو دجانه و سهل بن حنيف ، ( پس بدنبال آنها روان شدند ) و پيش از آنكه بقلعه پناه بردند به آنها رسيده ، و آنان را كشتند و سرهايشان را نزد رسول خدا ( ص ) آوردند ، حضرت دستور فرمود آن سرها را در چاههاى بنى حطمه افكندند ، و همين داستان سبب فتح قلعههاى بنى النضير شد ، و در همان شب كعب بن اشرف كشته شد و رسول خدا ( ص ) اموال ايشان را براى خود برداشت و اين اولين مالى بود كه حضرت تصرف كرد و سپس ميان مهاجرين پيشين بخش كرد ، و بعلى عليه السّلام دستور داد سهم رسول خدا ( ص ) را گرد آورد و آن را وقف كرد و تا زنده بود در دست خود آن حضرت بود ، و پس از او در دست أمير المؤمنين عليه السّلام بود ، و تا بامروز در دست فرزندان فاطمه عليها السّلام است .
و در بارهء كارى كه على عليه السّلام در اين جنگ انجام داد ، و آن يهودى را كشت و سر آن نه تن يهودى را بنزد رسول خدا ( ص ) آورد حسان بن ثابت اين اشعار را سروده ( كه ترجمهاش چنين است ) :
1 - چه سختيها كه براى خدا دچار شدى در بنى قريظه آنگاه كه مردم چشم به راه بودند ( ظاهر اينست كه بنى النضير بجاى بنى قريظة باشد چنانچه مجلسى ( ره ) در حاشيهء بحار استظهار فرموده ) .
2 - بزرگ آنها را نابود كرد و نه تن ديگر را بازگرداند ، گاهى آنان را ميزد و دور ميكرد و گاهى ( از آمدن آنان ) جلوگيرى ميكرد .
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٨٣