4 - به او پولى و خرجى بدهيد و از ضربتهاى او خود را نگهداريد ( و با دادن پول جلوى ضربتهاى او را بگيريد و ) كارى كه مردان زبون و خوار ميكنند ( بكنيد ) و ( مانند ) بيعتى كه سودى ندارد .
5 - كجايند پيران و خردمندان ! كجايند بزرگان و پناهگاهان ! ( كه ) در هر پيش آمد ناگوار ( ى با سر پنجهء خرد و تدبير و قدرت خويش آن را بر طرف ميساختند ؟ ) و كجاست زينت و زيبائى شهر مكه ( مقصودش يكى از بزرگان مكه است ، و دور نيست منظورش يكى از همان سران قريش مانند عتبة و شيبة و نوفل و امثال آنها باشد كه در جنگ بدر بدست على عليه السّلام كشته شدند ) .
6 - شما را نابود كرد بكشتنى در جا ( كه نيازى بسر بريدن ندارد ) و بضربتهائى از شمشير كه بتيزى آن جدا ميكرد و بپهناى آن كار نميكرد ( شايد مقصودش اينست كه تيزى شمشير و قوت بازوى او كار ميكرد نه پهناى شمشير ، يا معنا چنين است : كه ضربتهاى او جدا ميكرد و دو نيم مينمود و پهن نمىكرد كه تنها زخمى در بدن ايجاد كند ) .
[ فصل ( 22 ) جريان جنگ احد و فداكارى آن جناب ]
در بيان داستان جنگ احد :
و آن پس از جنگ بدر بود ، و در اين جنگ نيز مانند جنگ بدر پرچم ( لشكر ) رسول خدا ( ص ) بدست امير المؤمنين عليه السّلام بود ، و در اين جنگ لواء نيز ( كه بيرقى است كوچكتر از پرچم جنگ ) بدست آن حضرت داده شد ( كه بواسطه كشته شدن مصعب بن عمير كه لواء به دستش بود به آن حضرت رسيد و داستان آن بيايد ) و در اين جنگ نيز مانند جنگ بدر فتح بدست تواناى على عليه السّلام شد ، و امتيازى كه نصيب آن حضرت شد زياده بر جنگ بدر ، آن شكيبائى و پا بر جا بودن و رنج و بلا بر خود هموار كردن شگفت انگيز آن بزرگوار بود كه با اينكه همگان بگريختند و مردان دلاور جنگى بلغزيدند او از ميدان نگريخت ( و مانند هميشه ثابت قدم بجاى ماند ) و رنجى كه در اين جنگ در بارهء رسول خدا ( ص ) كشيد ديگران