تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
راه دوم : اين است كه آدمى در خود وجود تأمل و تفكر نمايد و آن را به واجب و ممكن تقسيم كند تا اينكه خود قسمت ، گواهى بر وجود واجبى دهد كه تمام موجودات غير از او يعنى تمامى ممكنات از او صادر شوند و خداوند به همين استدلال اشاره مىكند آنجا كه در قرآن مىفرمايد : « آيا بر وجود پروردگارت كفايت نمىكند همين كه او به هر چيزى گواه است ؟ » « 1 » و مصنف در اين باب ، هر دو طريق استدلال را با هم ذكر نموده است . و به استدلال اول در آنجا كه مىخواهد قدرت خداوند را اثبات كند ، اشاره كرده است و به زودى بيانش خواهد آمد . و اما راه دوم ، در همينجا مذكور است ، و تقرير آن بدينصورت است كه بگوييم : اگر واجب تعالى موجود نباشد ، يا دور لازم آيد و يا تسلسل . و هر دو قسم لازم [ دور و تسلسل ] باطل است ، پس ملزوم يعنى عدم واجب تعالى نيز باطل است . پس اينك بيان دو مطلب ، ضرورى است : يكى تبيين لزوم دور و تسلسل ، و ديگرى تبيين بطلان دور و تسلسل . اما توضيح مطلب اول به قرار زير است : واضح است كه ما در عالم خارج ماهياتى داريم كه متصف به وجود خارجى هستند . حال اگر واجب تعالى نيز همانند آن‌ها موجود باشد كه مطلوب ثابت است ، و اگر واجب تعالى موجود نباشد لازمه‌اش اين است كه تمام ماهيات - يك جا - متصف به امكان باشند چون واسطه‌اى بين واجب و ممكن وجود ندارد [ هر موجودى يا واجب است و يا ممكن ] . پس ضرورتا بايستى براى جملهء ممكنات ، سببى مؤثر وجود داشته باشد . حال اين سبب مؤثر اگر خودش واجب باشد ، باز هم مطلوب ثابت است . و اگر اين سبب ، ممكن باشد خودش نياز به مؤثر دارد . حال اگر مؤثرش ، همان اولى باشد دور لازم مىآيد ، و اگر ممكن ديگر غير از اولى باشد ، نقل كلام در آن ممكن الوجود مىكنيم و آنچه را اول گفتيم ، دوباره مىگوييم و در اين صورت تسلسل لازم مىآيد . پس لزوم دور و تسلسل روشن گرديد .
هامش
( 1 ) . فصلت ، 53 .