تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
جز اينكه عالم ديگرى باشد كه در آن جزاى بر اعمال بدست آيد و گرنه تكليف كردن ظلم است و ظلم هم قبيح است در حالى كه خداوند برتر از آنست [ كه ظلم كند ] . سوم آنكه محشور شدن اجسام ممكن است و انسان صادق از وقوع آن خبر داده است ، پس حق است . و اما امكان محشور شدن اجسام ، از آن روست كه اجزاى بدن مرده قابل جمع‌آورى و بخشيدن حيات به آنست و گرنه پيش از آن هم زنده نمىشد و خداى متعال به اجزاى هر شخصى عالم است . زيرا گفتيم كه او به همهء معلومات علم دارد و بر جمع‌آورى اين اجزا تواناست زيرا اين جمع‌آورى امرى ممكن است [ و از محالات نيست ] و خدا هم بر همه امور ممكن و شدنى تواناست پس ثابت مىشود كه زنده كردن اجسام ممكن است . و اما اينكه انسان صادق خبر از وقوع آن داده است از آن روست كه با تواتر ثابت شده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم معاد بدنى را اثبات مىكرد و بدان معتقد بود پس معاد بدنى حق است و اين همان مطلوب ماست . چهارم قرآن بر ثبوت معاد بدنى و مذمت منكر آن دلالت دارد پس معاد بدنى حق است . اما مطلب اول [ - دلالت آيات بر ثبوت معاد بدنى ] : پس آيات دال بر ثبوت معاد بدنى فراوان هستند مانند اين سخن خداوند متعال كه : « و براى ما مثلى زد و آفرينش خود را فراموش كرد ، گفت : چه كسى استخوان‌ها را در حالى كه پوسيده‌اند زنده مىكند ؟ بگو همان كسى كه بار اوّل آن‌ها را پديد آورد ، زنده مىكند و او به هرآفرينشى آگاه است » . « 1 » و غير اين از آيات قرآن .

ادلّهء ضرورت معاد

مصنف مىفرمايد : و هر كس كه به نفع يا به ضررش عوضى در كار است ، مبعوث شدنش عقلا واجب است و امّا بازگرداندن غير او ، به حكم نقل لازم است . مىگويم : كسانى كه بازگرداندن [ آن‌ها در قيامت ] لازم است بر دو گونه‌اند :
هامش
( 1 ) . يس ، 71 و 79 .
ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 195 | العلامة الحلي / فاضل مقداد / مقداد بن عبدالله / محسن غرويان