محال است و اين همان مطلوب ماست [ كه در پى اثباتش بوديم ] .
مصنف مىفرمايد : سوم : در اينكه پيامبر از اول تا به آخر عمر خود معصوم است چراكه قلوب مردم از كسى كه در گذشتهء عمرش انواع معاصى و گناهان كبيره و آنچه مورد تنفر نفس است از او ديده شده فرمانبردارى نمىكنند .
مىگويم : قائلان به عصمت پيامبران در آنچه از آنها نقل كرديم معتقد به اختصاص عصمت به دوران پس از وحى شدهاند و اما در دوران پيش از وحى فقط كفر و اصرار بر گناه را دربارهء پيامبران ممنوع دانستهاند .
و اصحاب ما [ شيعه ] معتقد به وجوب عصمت به طور مطلق هستند پيش از وحى و پس از آن تا آخر عمر . و دليل بر آن همان است كه مصنف بيان كرد و مطلب واضحى است . و اما آنچه در كتاب عزيز [ - قرآن ] و روايات وارد شده ، [ كه عبارتست ] از رواياتى كه موهم صدور گناه از پيامبران است حمل بر ترك اولى مىشود ، براى آنكه بين آنچه عقل بر آن دلالت كرده و صحت دليل نقلى جمع كنيم . علاوه بر آنكه براى تمامى اين روايات در جاى خود ، وجوه و محملهايى بيان شده است . و در اينباره بايد كتاب « تنزيه الانبياء » « 1 » كه سيد مرتضى ، علم الهدى موسوى رحمه اللّه تأليف كرده و ديگر كتب را مطالعه كنى و اگر ترس از به درازا كشاندن سخن نبود خلاصهاى از آنها را بيان مىكرديم .
افضليت نبىّ
مصنف مىفرمايد : چهارم : واجب است كه پيامبر برترين اهل زمان خود باشد چراكه عقلا و نقلا قبيح است مفضول [ آنكه فضلش كمتر است ] بر فاضل [ آنكه فضلش بيشتر است ] مقدم شود . خداى متعال فرموده است : « آيا كسى كه به حق
هامش
( 1 ) . ر . ك : تنزيه الانبياء و الأئمة ، سيد مرتضى ، تحقيق فارس حسّون كريم ، قم ، بوستان كتاب ، 1380 ، و نيز ر . ك : ترجمهء همين كتاب توسط امير سلمانى رحيمى ، انتشارات آستان قدس رضوى ، 1377 .