تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
لازم است كه مكلّف را از آن آگاه كرده و آن را بر او واجب كند . و گاهى از ناحيهء فعل غير اين دو است كه در اين صورت در تكليف ، علم به آن و واجب كردن آن فعل از طرف خدا بر غير و ثابت كردن آن بر او شرط است . و اينكه قائل به وجوب همه اينها بر خدا شديم تنها به اين خاطر است كه اگر چنين نباشد ، خداوند نقض غرض خود كرده و نقض غرض ، عقلا قبيح است . بيان مطلب آن است كه فردى كه فعلى از افعال را از غير خود طلب مىكند و طلب كننده مىداند كه آن غير ، فعل مورد طلب را انجام نمىدهد مگر از راه انجام فعلى كه طلب‌كننده با غير انجام مىدهد [ كه عبارتست ] از نوعى ملاطفت يا مكاتبه يا فرستادن كسى نزد او يا انجام تلاشى نسبت به او و امثال اينها ، بدون اينكه اينها مشقّتى بر او باشد ، در اين صورت اگر چنين نكند - با آنكه اراده‌اش را براى انجام آن كار مورد مطالبه محكم و قطعى كرده - عقلا او [ طلب‌كننده ] را نقض‌كننده غرض خود مىشمارند و او را بر اين كار نكوهش مىكنند . سخن درباره خالق متعال - آنگاه كه انجام طاعت و ترك معصيت را مىخواهد - هم اين چنين است ، كه اگر آنچه اين دو بدان وابسته‌اند را انجام ندهد نقض غرض كرده است و نقض غرض قبيح است ، و خداى متعال برتر از چنين چيزى است .

وجوب عوض آلام

مصنف مىفرمايد : ششم در آنكه بر خداى متعال واجب است كه عوض رنج‌هاى صادر از خود را ادا كند و بجاى آورد . و عوض به معناى نفعى است كه مورد استحقاق و بدون تعظيم و بزرگداشت است و گرنه خداوند ظالم خواهد بود و خدا برتر از چنين امرى است . و لازم است كه عوض بيش از رنج وارده باشد و گرنه بيهوده خواهد بود . مىگويم : رنجى كه براى موجود زنده حاصل مىشود يا وجهى از وجوه قبح و