تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
علم به استحقاق ستايش در برابر انجام كار نيك ، برانگيزندهء انسان بر انجام آن نباشد ؟ » و در اين حال ، نيازى به تكليف نيست چراكه غرض بدون آن هم برآورده مىشود . مصنف پاسخ داده است كه علم كافى نيست چراكه در بسيارى اوقات ، تحمّل نكوهش بر انجام كار زشت آسان شمرده مىشود با آنكه نياز [ شديد و پرزحمت ] انسان از راه آن برآورده مىشود . مخصوصا در فرض حاصل شدن انگيزه‌هاى حسى كه در اكثر موارد بر انگيزه‌هاى عقلى غلبه دارد .

حسن تكليف

مصنف مىفرمايد : و جهت حسن و نيكويى تكليف ، در معرض ثواب قرار دادن بندگان است . [ و ثواب ] يعنى سود و منفعتى كه مورد استحقاق بوده و همراه با تعظيم و بزرگداشت [ خداوند ] است و ابتدا كردن به آن ناممكن است . مىگويم : اين مطلب هم پاسخ به يك پرسش مقدر است و آن پرسش مقدر اين است كه « جهت حسن تكليف يا حصول عقاب و كيفر است كه اين احتمال قطعا باطل است و يا حصول ثواب است و اين احتمال هم به دو دليل باطل است : اول : كافرى كه بر كفر خود مىميرد هم مكلّف است با آنكه ثوابى براى او حاصل نشده است . دوم : دادن ثواب از همان ابتدا [ و بدون واسطه شدن تكليف ] هم براى خداوند متعال مقدور است . بنابراين فايده‌اى در واسطه شدن تكليف نيست ؟ » . مصنف از اين پرسش مقدر به اين صورت پاسخ داده كه جهت حسن و نيكويى تكليف ، در معرض ثواب قرار دادن بنده است نه حاصل شدن ثواب . و در معرض قرار دادن نسبت به مؤمن و كافر عام است [ و هر دو را در بر مىگيرد ] . و اينكه ثواب دادن از همان ابتدا براى خداى متعال مقدور است مورد قبول ماست اما شروع به آن بدون واسطه شدن تكليف محال است . چراكه ثواب مشتمل بر تعظيم و بزرگداشت است و تعظيم كسى كه مستحق تعظيم نيست عقلا قبيح است . و اين نفع در سخن