تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

غرض در افعال الهى

مصنف گفته است : چهارم ، در اينكه خداوند متعال بخاطر غرض كار انجام مىدهد به دليل دلالت قرآن بر آن ، بدليل آنكه نفى غرض [ از خداوند ] مستلزم عبث [ - كار بيهوده ] در خداوند است و عبث براى او امرى قبيح است . مىگويم : اشاعره معتقدند به اينكه خداوند متعال بخاطر غرض كار انجام نمىدهد و گرنه او ناقص بوده و با همين غرض استكمال مىيابد [ در حالى كه ناقص بودن او فرضى باطل است ] و معتزله معتقدند كه افعال خداوند علت دارد [ و آن علت ] اغراض اوست و گرنه او « عابث » [ انجام‌دهندهء كار بيهوده ] خواهد بود كه خداوند متعالى و منزه از آنست و اين ، نظر علماى اماميه هم هست و نظر حق همين نظر است . به دو دليل : نقلى و عقلى . دليل نقلى دلالت قرآن بر اين مطلب روشن است ، مانند اين سخن خداوند متعال كه :
« أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ »
،
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
،
« وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا » .
دليل عقلى : آنست كه اگر چنين نبود لازم مىآمد كه خداوند « عابث » باشد در حالى كه اين لازمه باطل است . در نتيجه ملزوم [ غرض نداشتن خدا در كارهايش ] هم همانند آن باطل است . و اما بيان لزوم [ ميان مقدم و تالى ] روشن است و بطلان لازم [ - تالى ] بخاطر آنست كه كار عبث و بيهوده قبيح است و كار قبيح را شخص حكيم انجام نمىدهد . و اما اين سخن اشاعره كه گفته‌اند « اگر خداوند بخاطر غرض كار انجام مىداد ، [ آنگاه ] با همان غرض استكمال مىيافت ! [ درباره آن بايد گفت ] استكمال زمانى لازم مىآيد كه غرض عايد به خود خداوند باشند . ولى چنين نيست . بلكه اين غرض يا عايد به منفعت بنده است و يا عايد به اقتضا و مطالبهء نظام هستى است و از چنين چيزى استكمال خداوند لازم نمىآيد . مصنف مىفرمايد : غرض خداوند ضرر رساندن [ به غير خود ] نيست چراكه اين