تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
ثغر آمد و بزرگان و رؤساى محل همراه با اهالى ، از فقير و غنى ، به استقبالش آمدند و او را با احترام بسيار به ثغر درآوردند . در همان سال بالد ( بالدو ؟ ) بندهء ( مملوك ) امير ميمون ، در ساختمان حكومتى به شروانشاه حمله برد ، به وى زخم زد و به سوى خداوند خود در طبرسران گريخت ، و شروانشاه مجروح عازم شروان شد . امير ميمون شهر را دوباره تصرّف كرد ، امّا در 381 / 991 از شهر بيرون رانده شد و شروانشاه را بازگردانيدند و او قلعه را بازساخت ، و استوار كرد . در سال 382 / 992 امير ميمون بازگشت ، دروازهء دمشق 62 را به آتش كشيد و شهر را تصرف كرد . در 383 / 993 قلعه را نيز از شروانشاه بازگرفت و ديوار ميانى را كه شروانشاه ساخته بود خراب كرد . زمان ميان بازساخت و ويرانى آن يك سال و پنج ماه بود . در همين سال امير ميمون دروازه‌هاى دمشق و فلسطين را از آهن خالص ساخت . در 385 / 995 مردم كرج ( * كرخ ؟ ) 63 به دست امير ميمون اسلام آوردند . در دوشنبه 15 صفر 387 / 27 فوريهء 997 64 امير ميمون بعد از 21 سال حكمرانى ، در 38 سالگى درگذشت . 37 . برادرش محمد بن احمد بن عبد الملك را به جاى او نشاندند كه ده ماه و هجده روز در باب حكومت كرد . وى به دست غلام برادرش ميمون در ذيحجّهء 387 / دسامبر 997 در صحراى نزديك دروازهء جهاد كشته شد . چهار ماه بعد از مرگ وى ، در ربيع الاول 388 / مارس 998 براى برادرزاده‌اش ، لشكرى بن ميمون ، بيعت گرفتند . در 389 / 999 شروانشاه ( يزيد بن احمد ، زيربخش 14 ) ، نزديك
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 78 | ولاديمير مينورسكى / معتمدى / سپيده / محسن خادم