رفت . آنان به كوههاى سناسنه ، محل طايفهاى ارمنى در بالاى ( شمال ) ميفارقين گريختند و در كنار امير آنان * سنحاريب ماندند . او گفت :
« درست است ، امّا آيا از اعقابشان كسى اكنون در آنجا باقىمانده است ؟ » گفتم : « بله ، امّا به صورت طايفهاى ارمنى درآمدهاند » . آنان آن روز را با من گذراندند و سپس برگشتند ( به سوى كوه ) ، و من نيز چند روزى با لشكر آنجا ماندم و سپس آنجا را ترك كرديم . »
تجارب شخصى ابن ازرق بسيار جالب است ، امّا كوشش او براى مربوط ساختن اعراب خارج دربند با قتلهء حسين ( ع ) كه خواندههايش به او القا كرده است ، صحيح نيست . به گفتهء طبرى ، سلسلهء دوم ، ص 661 ( به روايت از ابو مخنف ) ، فرستادگان مختار ، شمر ( در فارسى شمر ) بن ابى جوشن را نزديك ساتيدما ( ؟ ) و دهكدهاى به نام الكلتانيه گرفتار كردند . نيز مقايسه كنيد با : ابن اثير ، ج 4 ، ص 195 . ياقوت ( ج 4 ، ص 299 ) آنجا كه از الكلتانيه نام مىبرد ، به تاريخى به نام تاريخ بصره اشاره مىكند ، امّا موقعيت دقيق اين دهكده را معلوم نمىكند . اطلاعات او دربارهء ساتيدما ( ج 2 ، ص 6 ) پراكندهتر و نامرتبطتر است . براساس بعضى منابع او ، ساتيدما نام رشتهكوهى است به گرد زمين ؛ به گفتهء الكيسروى ، رودى يا واديى بود كه رود ميافارقين به آن تعلّق داشت .
ماركوارت روايت ياقوت را با تبحّر كامل بررسى كرده است . 5 وى رود ساتيدما را همان رود ايلجهسو ( يكى از سرشاخههاى دجله ) و كوه همنام آن را با رشتهء حمرين ( بارمّاى قديم ) يكى دانسته است . به هر صورت ، حوزهء عمليات مختار مطمئنا در اطراف بصره ( جنوب شرقى ) بوده است ، امّا شايد تاريخنگار ميافارقين ، ساتيدما ( در سريانى به معناى « خونآشام » ) را رود نزديك شهر زادگاه خود دانسته است ، و باقىماندگان
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص٣٣٤