تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
آلمانى ، خصوصا براى اقوام آلمانى و بالتيك » به كار رفت . درست در پايان كتاب ( ص 330 ) خود ، آنجا كه به مسئلهء تجارت برده مىرسد ، نويسنده به خوانندگان هشدار مىدهد كه نپندارند وى تأييد مىكند « كه واژهء صقالبه در ادب عرب بيشتر در مورد غيراسلاوها به كار مىرود تا مردم اسلاو اروپاى شرقى » .
شرح
( 138 ) در عربى مىتوان گفت * على ثغر الصقالبه . اين‌گونه استعمال از جهت تاريخى مورد تأييد است . شاهزاده پيروز ، حاكم ساسانى خراسان ، صاحب عنوان « شاه بزرگ كوشان » ( كه ناگزير بود كشور خود را در برابر او حفظ كند ) بود . نگاه كنيد به :Christensen , L'Iran , p . 191 ; No ? ldeke , Geschichte der Sasaniden , p . 156 ,نولد كه مىگويد طبرى خزران را به ولايت سپهبد آذربايجان نسبت مىدهد ، به اين معنى كه سپهبد مأمور بود تاخت‌وتازهاى آنان را زير نظر داشته باشد ، و اصطلاحlitus saxonicumرومى را در امپراتورى روم به عنوان مشابه آن ذكر مىكند . ( 139 ) يعقوبى ، ج 2 ، ص 598 ، ضمن حوادث 240 / 854 مىگويد كه صنار ( در كاختيهء بالا ) چون از سوى بغا زير فشار قرار گرفتند ، به خداوند روم ، خداوند خزر و خداوند صقالبه متوسّل شدند . ماركوارت درStreifzu ? ge , p . 200، اين نكته را قديمترين اشارهء تاريخى به دولتى اسلاو مىداند . نگاه كنيد به : نتايج اكتشافهاى باستان‌شناختى افيمنكوEfimenkoو ترتياكوفTretyakov.Ancient Russian Settlements on the Don ( in Russian ) , 1948 , p . 7 :« در قرون هشتم - دهم منطقهء وسيعى از دن بالا و ميانى را يكى از طوايف روسى ( اسلاو شرقى ) اشغال كرده بود » . ( 140 ) اين‌گونه نژادهاى كوچك كه نامشان برده نشده است ، مثلا چرميسChermis( مرىMari) به احتمال زياد نزد اعراب شناخته شده نبوده‌اند و از همسايگان خود « بلغارها » تميز داده نشده‌اند . نبايد تصور كنيم كه ده قرن قبل ، سياحان يك‌يك جنگلها و باتلاقهاى روسيهء مركزى آن روز را زير پا گذارده‌اند . ذكر نام چرميس در نامهء شاه خزر يكى از موارد شك كردن به آن است . ( 141 ) تاريخنگاران عمومى به سبب تكيه بر ترجمه‌هاى ناقص ، به مانع برخورده‌اند ، چه در اين‌گونه ترجمه‌ها به ضبطهاى متفاوت و احتمالها توجه