پىنوشتهاى 1 . جغرافيا و قومشناسى در تاريخ الباب
شرح
( 1 ) در زبان مغولى ،Eljigenبه معنى « خر » . اينكAlijan - chayخوانده مىشود .
( 2 )A ? griدر تركى به معنى « روان در سوى مخالف » است .
( 3 ) . هرچند ، بايد ذكر كنيم كه در فصل ارّان ( زيربخش 15 ، ذيل سنهء 455 / 1063 ) « شهر شروان » به نوعى از يزيديه متمايز شده است . به گفتهء بلاذرى ، ص 210 ، شمّاخيّه را به نام شماخ بن شجاع خواندند ، كه در دورهء حكومت سعيد بن سالم ( سلم ؟ ) باهلى ، ملك شروان بود . همين سعيد از سوى هارون الرشيد منصوب شد و تا 180 / 796 يا 182 / 792 بر سر كار بود ( نگاه كنيد به : طبرى ، سلسلهء سوم ، ص 645 ، 647 ) . احتمال زياد دارد شمّاخ فقط بعضى محلههاى قديمى را بازسازى كرده باشد .
( 4 ) .Mas ud b . N md r , l . c . , P . 133 .( 5 ) بخوانيد : * لائيزانL i ? z n( 6 ) اين ، توضيح گفتههاى مسعودى در ج 2 ، ص 4 - 6 خواهد بود ، كه تبار شروانشاه ( در 332 / 944 ) را به بهرامگور مىرساند ، و در عين حال تأكيد مىكند كه وى در