شرح
( 10 ) در زيربخش 33 اين تاريخ 297 / 909 است .
( 11 ) عمويى دور ، چه وى از نسلى قديمىتر بود .
( 12 ) حوالى 305 / 917 ، نگاه كنيد به پايان همين زيربخش .
( 13 ) نگاه كنيد به : بلاذرى ، ص 210 ( در عصر خلافت منصور ) : فبعث يزيد الى نفّاطات ارض شروان و ملّاحاتها فجباها و وكل به .
( 14 ) اطلاعات ما دربارهء محمّد ، جد محمد بن ابو طاهر يزيد ( زيربخش 9 ) اندك است .
( 15 ) كه روز يكشنبه بود .
( 16 ) ظاهرا كردوان كه حدود دوازده كيلومترى جنوب لاهيج ( ليزان قديم ) قرار دارد .
( 17 ) * الشاكريه ( با حركت آ ) به معناى « مزدوران » است . ظنّ قوى دارم كه بايد شكويه خواند ، به معنى « مردم شكّى » . عين همين اشتباه در فصل مربوط به ارّان نيز ديده شده است .
( 18 ) صول ، در ارمنى چوىCh'or، در يونانىTc ? ou ? p، نام ديگر باب الابواب ( دربند ) است .
( 19 ) سراجّان ، مردم ناحيهء سراج ، يا اخلاف * سراحه ( ؟ ) .
( 20 ) نگاه كنيد به زيربخش 14 .
( 21 ) شايد خاصّ - تكين ، كه تركيبى است از نام رايج در شمال قفقاز با عنوان تركى ( خزرى ؟ ) .
( 22 ) صعدوا الى نهر الكر ( تقريبى ) .
( 23 ) امّا در نسخه ب به صورت باب حشب و بدون آل است ، كه شايد اسم شخص باشد .
( 24 ) احتمالا نام كوچك اوست .
( 25 ) بعد انقضاء الحدّه . نسخهء ب : العدّه .
( 26 ) احتمالا پسر مسدّد مذكور در زيربخش 14 .
( 27 ) در اينجا براى اولين بار به اين قشر مهم جامعهء باب ( رؤسا ) برمىخوريم .
( 28 ) 28 ژوئيهء 1049 روز شنبه بود .