تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
شرح
( 29 ) سلار در اينجا نام كوچك اوست ، نه مانند خاندان مسافريان عنوان او . اما در هر حال ، به كار بردن چنين نامى مىتواند حاكى از رابطهء خانوادگى با مسافريان باشد . ( 30 ) كه روز پنج‌شنبه بود . ( 31 ) قويلميان ، قويلمبان ( ؟ ) . عنصرQoyli* تركى ، دشوار ممكن است در آن باشد . ( 32 ) شايد غير از قلاباذ مذكور در زيربخش 20 باشد . ( 33 ) در نسخهء ب محو است . ( 34 ) نسخهء الف : خريّه ؛ نسخهء ب : خوزيه . به نظر من * جرزيه از * خزريه محتملتر است ، مگر اينكه صورت دوم را به معنى نوعى مهاجرنشينى خزرى ( قبله ؟ ) بدانيم . ( 35 ) دربارهء اين نام خطايى صورت گرفته است . در نسخهء الف حاجب اللشكرى بن رحمن آمده است . حدود اين ايام ، تنها لشكرى كه مىشناسيم ، لشكرى بن عبد الملك ، امير باب ( مقتول در 446 / 1054 ) است . در نسخهء ب ، حاجب اللشكر بن دحمق ذكر شده است . در جاى ديگرى چنين مقام نظامى شناخته نشده است . دحمق را مىتوان به صورت * دحمق اصلاح كرد ، هرچند وجود اين‌گونه نامهاى تركى در شروان غيرمحتمل است . ( 36 ) نگاه كنيد به زيربخش 21 . احتمالا از خاندان شدّاديان . ( 37 ) كه روز شنبه بود . ( 38 ) به اشتباه اللكز ضبط شده است . ( 39 ) نسخهء ب : « در شكّى » جمع شد . ( 40 ) قطعا بعد از لشكركشى پنج ماهه در گرجستان در 460 / 1068 ، آنگاه كه از طريق گنجه و بردعه بازمىگشت ( نگاه كنيد به اخبار ، ص 46 ) . ( 41 ) براى اين نام نگاه كنيد به :Justi , Iranisches Namenbuch , pp . 114 , 371 .( 42 ) شايد خراجى كه شروانشاه به الپ - ارسلان مديون بود ( ؟ ) . ( 43 ) عربىدانانى كه با آنان مشورت كرده‌ام بر اين ترجمه اصرار دارند . هرچند ، از نظر محل ، يقين ندارم ديوارى كه بارها در متن به آن اشاره شده در كنار بازار قرار
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 95 | ولاديمير مينورسكى / معتمدى / سپيده / محسن خادم