تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
شرح
( 57 ) در نسخهء الف : قشرشم ( يا : فشرسم ) ؛ در نسخهء ب : نشرسم ( يا : تشرشم ) . ( 58 ) نگاه كنيد به :Studies in Caucasian History , I , P . 163 .( 59 ) دار الاماره ، به معنى اقامتگاه در شهر . ( 60 ) استغفار از گناهان . ( 61 ) نگاه كنيد به فصل مربوط به شروان ( زيربخش 13 ) . ( 62 ) كه ظاهرا چوبى بوده است . ( 63 ) پيداست كه منظور گرجيها ( كرج ، جرز ) نيست . ( 64 ) كه روز شنبه بود . ( 65 ) در نسخهء ب نامشخّص است . ( 66 ) شايد * حشر باشد به معنى « جمع » . قبلا نامى از خسرو برده نشده است و فعلى كه بعد از آن مىآيد به صورت مفرد است . ( 67 ) نسخهء ب مىافزايد : رئيس رؤسا عنق ، كه خطايى فاحش است . ( 68 ) شب قبل ، جمعه بود . نهم فوريه شنبه بود . ( 69 ) نسخهء الف : الشدانيّه ( ؟ ) . ( 70 ) نگاه كنيد به پايينتر ، ذيل وقايع اوت 1064 . ( 71 ) براساس مطالب زيربخش 17 ، در 437 / 1045 ، كه بايد دربارهء برادر او قباد ، كه او را رها ساخت ، درست باشد . او در 435 / 1043 بود كه به تخت نشست . ( 72 ) كه روز جمعه بود . ( 73 ) سه‌شنبه را 15 ربيع الثانى گرفته است ، حال آنكه سه‌شنبه برابر با 17 اين ماه است . ( 74 ) كه پنج‌شنبه بود . ( 75 ) نسخهء ب : الاعيان من اهل الثغر . ( 76 ) اهل الاطراف ، در لغت به معنى مردم نواحى پيرامون . ( 77 ) شايد : جمعا * غفيرا ( ؟ ) . ( 78 ) شايد : « بزرگان بازار » . نگاه كنيد به ادامهء مطلب در همين كتاب . ( 79 ) كه روز چهارشنبه بود . ( 80 ) شايد رودهاى سمور و روباس ( ؟ ) .
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 97 | ولاديمير مينورسكى / معتمدى / سپيده / محسن خادم