شرح
( 57 ) در نسخهء الف : قشرشم ( يا : فشرسم ) ؛ در نسخهء ب : نشرسم ( يا : تشرشم ) .
( 58 ) نگاه كنيد به :Studies in Caucasian History , I , P . 163 .( 59 ) دار الاماره ، به معنى اقامتگاه در شهر .
( 60 ) استغفار از گناهان .
( 61 ) نگاه كنيد به فصل مربوط به شروان ( زيربخش 13 ) .
( 62 ) كه ظاهرا چوبى بوده است .
( 63 ) پيداست كه منظور گرجيها ( كرج ، جرز ) نيست .
( 64 ) كه روز شنبه بود .
( 65 ) در نسخهء ب نامشخّص است .
( 66 ) شايد * حشر باشد به معنى « جمع » . قبلا نامى از خسرو برده نشده است و فعلى كه بعد از آن مىآيد به صورت مفرد است .
( 67 ) نسخهء ب مىافزايد : رئيس رؤسا عنق ، كه خطايى فاحش است .
( 68 ) شب قبل ، جمعه بود . نهم فوريه شنبه بود .
( 69 ) نسخهء الف : الشدانيّه ( ؟ ) .
( 70 ) نگاه كنيد به پايينتر ، ذيل وقايع اوت 1064 .
( 71 ) براساس مطالب زيربخش 17 ، در 437 / 1045 ، كه بايد دربارهء برادر او قباد ، كه او را رها ساخت ، درست باشد . او در 435 / 1043 بود كه به تخت نشست .
( 72 ) كه روز جمعه بود .
( 73 ) سهشنبه را 15 ربيع الثانى گرفته است ، حال آنكه سهشنبه برابر با 17 اين ماه است .
( 74 ) كه پنجشنبه بود .
( 75 ) نسخهء ب : الاعيان من اهل الثغر .
( 76 ) اهل الاطراف ، در لغت به معنى مردم نواحى پيرامون .
( 77 ) شايد : جمعا * غفيرا ( ؟ ) .
( 78 ) شايد : « بزرگان بازار » . نگاه كنيد به ادامهء مطلب در همين كتاب .
( 79 ) كه روز چهارشنبه بود .
( 80 ) شايد رودهاى سمور و روباس ( ؟ ) .