تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
دستهء اوّل : استعانت را منحصر به خدا مىكند و تنها او را ياور و مددكار به حساب مىآورد نه ديگرى را . دستهء دوم : ما را به يك سلسله از امور يارى كننده غير از خدا فرا مىخواند و آن‌ها را در كنار خدا ، نصرت بخش و يارى رسان مىشمارد . اگر جايگاه هر يك از دو گروه از آيات را درك كنيم ، ميان آن‌ها تعارض و اختلافى نيست . آن دسته از آيات كه استعانت را منحصر به خداوند مىداند ، ناظر به اين حقيقت است كه در صحنهء هستى ، هيچ مؤثّر تام و مستقلّ و بدون اتكاء به ديگرى نه در وجودش ، نه در كار و تأثيرش ، جز خداوند وجود ندارد . و آن دسته از آيات كه استعانت از غير خدا را جايز مىشمارد ، ناظر به اين است كه عواملى در جهان هست كه در وجود و كارش نيازمند خداوند است و هر كار مىكند ، با اذن و مشيّت و قدرت الهى انجام مىدهد و اگر خداى متعال آن قدرت را به آن‌ها نداده بود و خواست خدا بر استمداد از آن جريان نيافته بود ، هيج قدرتى بر هيچ كارى نداشت . پس در همهء مراحل به اين نحو كه گفته شد ، يارى كنندهء حقيقى خداوند است و از هيچ كس به عنوان اينكه يارى رسانندهء مستقل است نمىتوان استعانت جست ، مگر از خداوند . از اين رو ، استعانت منحصر به خدا شده است . ليكن اين هرگز مانع استعانت از غير خدا به عنوان غير مستقل و متكّى به قدرت الهى نيست و چنين استعانتى هرگز منافات با آن استعانت انحصارى نيست ، چون : اوّلًا : استعانت مخصوص به خدا غير از استعانت از عوامل ديگر است . استعانت منحصر به خدا با اعتقاد به اين است كه او ذاتاً و بدون تكيه بر ديگرى مىتواند ما را يارى كند ، در حالى كه استعانت از غير خدا به نحو ديگر و با اعتقاد به اين است كه يارى رسانى او مستند و متكّى به قدرت الهى است نه به خودش و به نحو مستقل . استعانت به نحوهء اول ويژهء خداى متعال است و اين دليل نمىشود كه استعانت از نوع دوم هم مخصوص او باشد . ثانياً : اين گونه استعانت ، جدا از استعانت از خداوند نيست ، بلكه عين همان است و موحّد كه همهء هستى را از خدا و وابسته به خدا مىداند ، راهى جز اين ندارد .