همچنين به مسلمانان فرمان مىدهد هر كس از شما كمك خواست ، او را كمك كنيد :
« وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ » « 1 »
پس چه بايد كرد ؟ از يك سو آيات قرآن ، يارى خواهى و استعانت را منحصر به خداوند مىداند ، از سوى ديگر دستور مىدهد از غير خدا كمك بخواهيد ! پس بايد حقيقت استعانتى را كه مخصوص خداى سبحان است بررسى كرد و تفاوت آن را از نصرت خواهى از غير خدا كه محور زندگى اجتماعى است مشخص نمود .
توضيح اينكه : ممكن است استعانت از غير خدا به دو صورت باشد :
1 . از يك عاملِ چه طبيعى يا غير طبيعى كمك بخواهيم ، با اين اعتقاد كه كار او مستند به خداست ، يعنى آن عامل مىتواند بندگان را كمك كند و با قدرتى كه از سوى خدا و به اذن او دارد ، مشكلات مردم را حل كند .
اين نوع از استعانت ، در واقع جدا از استعانت از خدا نيست ، چون به طور ضمنى اين اعتراف در آن نهفته كه خدا به آن عوامل ، آن اثر را داده و اجازه فرموده است و اگر بخواهد ، آن قدرت و اثر را از آن مىگيرد . وقتى كشاورز ، از عوامل طبيعى مثل خورشيد ، آب و كشت زمين كمك مىگيرد ، در واقع از خداوندى كمك گرفته كه به اين عوامل ، قدرت روياندن و به ثمر رساندن بذر و رساندن به حدّ كمال بخشيده است .
2 . از يك انسان يا عامل طبيعى يا غير طبيعى كمك بخواهد ، با اين اعتقاد كه آن را در وجودش ياكار و تأثيرش مستقل از خدا بداند . بى شك اين اعتقاد شرك است و چنين استعانتى پرستش به شمار مىرود . پس اگر كشاورز ، از عوامل ياد شده كمك گرفت ، با اين اعتقاد كه آنها را در تأثير يا وجود ، يا مادّه ، يا در كار و قدرت ، مستقل پنداشت ، اين اعتقاد شرك است و چنين طلبى عبادت است .
از اين توضيح ، هدف دو دسته از آيات كه در مسألهء استعانت است ، روشن مىشود :
هامش
( 1 ) . انفال : 72