دارند ، چه آن معبود ، خداى سبحان باشد ، چه خدايان ادّعايى .
توضح اينكه : همهء عبادتها ، چه درست چه غلط ، از دو نكته بر خوردار است :
1 . كرنش در برابر معبود ، چه شايستهء آن باشد مثل خداوند ، چه شايسته نباشد ، مثل بتها ، اجرام آسمانى مثل ستاره و ماه و خورشيد ، ارواح و مُثل مجرّد نورى . در همهء اين مراحل ، عبادت همراه با كرنش است ، كارى كه با اعضايى مانند سر ، دست و . . . صورت مىگيرد . پرستشگر با همه يا بعضى از اعضاى خويش در برابر معبود ، كرنش مىكند . اين امرى روشن است .
2 . اعتقاد خاص در مورد معبود ، كه آن عقيده ريشهء كرنش ظاهرى است .
بايد ديد آن عقيدهاى كه در همهء اين موارد وجود دارد ، چيست ؟
موحدان خداپرست ، خضوعشان ريشه در اين اعتقاد دارد كه خدا را آفريدگار جهان و انسان و مدبّر عالم مىشناسند ، خدايى كه در دنيا و آخرت همه چيز در دست اوست و جز او هيچ آفريدگار ، مدبّر و سررشتهدار امور بندگان در دنيا و آخرت نيست . امّا در دنيا ، خلقت و تدبير و زنده كردن و ميراندن و فرستادن باران و فراوانى و قحطى و همهء آنچه « پديدهء طبيعى » به شمار مىرود كار خداست ، نه ديگرى كه هيچ تأثيرى در سرنوشت انسان ندارد .
امّا در آخرت ، شفاعت و آمرزش گناهان و اين گونه امور اخروى به دست خداى متعال است .
بنابراين ، عبادت ، كرنشى نشأت گرفته از اعتقاد به آفريدگارى و تدبير و سررشته دارى معبود نسبت به انسان در دنيا و آخرت است .
اين وضعيت يكتا پرستان است . امّا مشركان عصر رسالت و قبل و بعد از آن هم خضوعشان در برابر معبودهايشان از همين عقيده سر چشمه مىگرفت و معتقد به ربوبيّت آنها بودند و اينكه سرنوشت عبادت كننده ، به دست آن معبودهاست .
از بعضى آيات برمىآيد كه عرب در دوران جاهليت ، در اعتقاد به آفريدگار ، موحّد بودند ، ليكن در تدبير و ربوبيّت مشرك بودند ، ومعتقد به ارباب به جاى يك ربّ
دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 81
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٨١