پيروانشان معتقدند دستها از آرنج تا نوك انگشتان شسته شود و سنت همين است .
دليلشان نيز ظاهر آيه است كه به نظر عرفى همين به ذهن مىآيد چون در موارد مشابه اين گونه تركيب ، شروع از بالا به پايين است . مثلًا اگر پزشك به بيمار بگويد : پايت را تا زانو با آب سرد بشوى ، بيمار آنچه را در عرف رايج است انجام مىدهد ، يعنى شستن از بالا به پايين ، يا وقتى صاحب خانه به رنگكار مىگويد : ديوارهاى اين اتاق را تا سقف رنگآميزى كن ، آنچه در عرف معمول است انجام مىشود ، يعنى رنگ كردن ديوارها از بالا به پايين و هرگز به ذهن رنگكار يا بيمار اين نمىآيد كه صاحب خانه و پزشك كه گفته « تا » ، مقصودش بيانِ آخرِ محلّ رنگ زدن يا شستن است ، بلكه از كلمهء « تا » مىفهمد كه صرفاً محدودهء موردنظر را در رنگزدن و شستن تعيين كرده است . در آيهء وضو نيز چنين است ، وقتى آيه مىگويد دستها را تا مرفق بشوييد ، بيان محدودهء شستن موردنظر است نه چگونگى آن . و اين را به نظر معمول عرف واگذاشته و در عرف هم بدون ترديد ، آنچه راحتتر است ، شستن از بالا به پايين است .
آرى ، آنچه اساس اختلاف است ، در اين است كه متعلقِ « تا آرنج » چيست . آيا يعنى بشوييد تا آرنج . دستها را تا آرنج بشوييد ؟ يعنى « تا » قيد براى شستن است يا دستها ؟
اگر قيد براى دستها باشد ، از اين جهت براى تعيين محدودهء دست است كه دست ، به انگشتان تا مچ ، مچ تا بازو هم گفته مىشود و آيه مىخواهد مقدار معين و مشخص دست را كه بايد شسته شود بيان كند و اگر دست بين مراتب ياد شده مشترك نبود ، نيازى به گفتنِ « تا » نبود و اين قيد براى بيان مقدار مشخص از دست است كه بايد شسته شود .
و اگر قيدِ « تا » براى شستن باشد ، شايد به ذهن چنين بيايد كه بايد از سر انگشتها تا آرنج را شست ، گويا خداوند فرموده است ، دستها را تا مرفق بشوييد . اما روشن است كه اين غير متعارف و مبهم است و در اين گونه موارد آنچه متعارف است يعنى شستن از بالا به پايين عمل مىشود .
افزون بر اينكه بر فرضِ اينكه « تا » قيدِ شستن باشد ، چنين نيست كه انتهاى شستن را برساند ، بلكه احتمال دارد به معناى « با » باشد ( إلى به معناى مَعَ ) يعنى دستها را همراه با
دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 358
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٥٨