مورد هم مثل موارد ديگرى است كه در آن كلمهء صحابه نقل شده است ، مثل آنچه از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده كه فرمود : « اصحاب مرا دشنام ندهيد » يا « اصحاب من همچون ستارگانند » و . . . كه مراد از همهء اينها همان معناى مصطلح است . شمارى از دانشمندان رجال ، كتابهايى دربارهء صحابه تأليف كردهاند . همچون « استيعاب » ابن عبدالبرّ ، « الإصابة فى تمييز الصحابه » ابن حجر و . . موارد ديگر كه كلمهء صحابه را به كار بردهاند و مقصودشان كسانى بوده كه با پيامبر صلى الله عليه و آله بوده و زيستهاند .
از تعابير روايات نقل شده مثل ( نمىدانى پس از تو چه كردند و . . . ) بر مىآيد كه آنان با پيامبر صلى الله عليه و آله بودهاند ، اما پس از پيامبر و با فاصلهء اندكى اين جرايم را مرتكب شدهاند ، در حالى كه از آنان كه خورشيد رسالت را ديده و از فروغ آن بهرهمند شده بودند ، انتظار بود كه از دين و شريعت او پيروى كنند و سرمويى از راه او برنگردند ، اما متأسفانه به عقب و جاهليت برگشتند .
اينها همه دربارهء نكتهء اول بود ، يعنى اينكه آن مرتدان و تغيير يافتگان چه كسانى بودند .
اما نكته دوم : آيا مقصود از ارتداد ، خروج از دين است ، يا اعم از خروج از دين يا رفتار بر خلاف سفارش پيامبر صلى الله عليه و آله در موارد متعدد است ؟ شايد مقصود ، دومى باشد ، چرا كه آن حضرت مردم را به ثقلين ( قرآن و عترت ) و اهل بيت خود سفارش كرده بود ، اما آنان با وصيت پيامبر صلى الله عليه و آله مخالفت كردند ، همچنان كه در بسيارى از احكام نيز مخالفت كردهاند كه در جاى خود ذكر شده است . آنان اجتهاد خود را بر نصّ و مصلحتِ پندارى را بر فرمان آن حضرت مقدم داشتند و بدين گونه بدعتهايى در دين او پديد آوردند كه هيچ ريشهاى در قرآن و سنت نداشت .
دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 339
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٣٩