5 . صحابه را صحابه بهتر مىشناسند
كسى كه تاريخ صحابه را پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله بررسى مىكند انبوهى از نزاع و كشمكش و تبادل دشنام و ناسزا ميان اصحاب مىبيند و گاهى هم جدال و خونريزى مشاهده مىكند . چه بسيار رزمندگان بدر و احد كه حرمتشان شكسته شد ، يا مورد شكنجه قرار گرفتند يا خونشان توسط صحابى ديگرى ريخته شد .
در اينها شكى نيست . نكتهء مهم اين است كه هر يك از دو طرف تخاصم و نزاع ، طرف مقابل را گمراه و شايستهء كيفر و قتل مىدانست . اين باور ، حتى اگر از اجتهادشان هم سرچشمه گرفته باشد ، نشان مىدهد كه هر يك از دو گروه مخالف هم ، گروه ديگر را عادل نمىدانست . پس وقتى خود آن صحابىها ، طرف مقابل خود را گمراه و منحرف از دين خدا و رسول مىدانستند و بر همين اساس بر ضدّ آنان شمشير مىكشيدند و آنان را مىكشتند ، چگونه بر ما جايز است كه همهء آنان را پاك و عادل بشماريم و بر همه به طور يكسان جامهء تقدس بپوشانيم و از هر خطا و انحرافى منزّه بدانيم ؟
مگر نه اين كه هر كس حال و روحيات خود را بهتر مىشناسد ؟ مگر نه اين كه صحابه ، انگيزهها و حالات خودشان و افراد نسل خودشان را بهتر از ما نمىشناختند ؟
حرفهايى كه ميان آنان ردّ و بدل شده ، بيانگر اعتقاد آنان دربارهء يكديگر است .
اتهام يكديگر به دروغ و نفاق و فحش و ناسزا از سادهترين كارهاى رايج ميان آنان