مؤيّد اين سخن ، رواياتى است كه مىگويد او در ايّام حج ، در مراسم حج شركت مىكند ، حج مىگزارد و با مردم همنشينى مىكند ، در مجالس حاضر مىشود . نيز دلالت مىكند كه او درماندگان را نجات مىدهد ، بيماران را عيادت مىكند و گاهى خودش مشكلات مردم را حلّ مىكند ، هر چند مردم او را نمىشناسند .
دوم : مسلم است كه در عصر غيبت ، همهء مردم به او دسترسى ندارند . ولى چنين نيست كه خواص هم به او دسترسى نداشته باشند ! بلكه روايت بر خلاف آن دلالت مىكند . صالحانى از امت ، لياقت تشرف به حضورش و استفاده از نور وجودش را مىيابند ، در نتيجه مردم هم به واسطهء آنان از وجود او بهرهمند مىشوند .
سوم : محاسبات عقلى و تجربههاى اجتماعى ثابت مىكند كه اعتقاد به وجود يك پيشواى زنده ، اثر عميقى در حفظ نظام و بقاى رسالت دارد ، در صورتى كه دسترسى به اين پيشوا چه آسان و چه دشوار ، فراهم باشد . به هر حال ، عقيده به وجود پيشوا فوايدى دارد . در مورد پيشوايى كه در ميان جامعه باشد و به صورت مستقيم ، مسؤوليت رهبرى را بر عهده بگيرد حرفى نيست . مهم آن است كه به دلايلى پيشوا از جامعه دور باشد ، ولى آن جامعه به حيات او و بازگشت دوبارهاش اعتقاد داشته باشد . چنين اعتقادى نسبت به چنين پيشوايى اثرى عظيم دارد كه به آن اشاره مىكنيم .
در تاريخ ، ملتها و امتهايى بودهاند كه انقلابهايى داشتهاند . نمونههاى فراوانى نشان مىدهد كه هرگاه پيشوا ، زنده باشد ، هر چند كه رهبرى را در دست نداشته باشد ، تشكيلات و سازمانها سر پا مىماند . اما وقتى از دنيا مىرود ، امور از هم گسسته مىشود و شورش پديد مىآيد . بهترين مثال براى اين كه وجود رهبر ، نگهدارندهء رسالت و موجب همبستگى پيروان است ، داستان نبرد احد است . در اثناى نبرد ، از روى غرض يا به اشتباه ، صدايى برخاست كه « محمد كشته شد ! » . در همان لحظه كه مسلمانان سرگرم نبرد با متجاوزان بودند اين صدا و خبر پخش شد . همين كه پخش شد پيشوا مرده است ، آرايش صفوف به نحوى گسيخته شد كه هر كس ميدان را رها كرد و به سويى گريخت ، تا آن جا كه بعضى هم به فكر افتادند به دشمن بپيوندند . وقتى خبر كشته شدن پيامبر صلى الله عليه و آله تكذيب
دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 264
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٦٤