گناه پاك باشد ، توبه اگر در حيات فردى هم مفيد باشد ، در حيات اجتماعى چنين نيست و مردم مطيع و دلباخته نخواهند شد .
دوم : مردم نسبت به ظلم چهار گروهند :
1 . كسى كه در همهء عمر ظالم بوده است
2 . كسى كه در همهء عمر پاك و مصون از ظلم بوده است
3 . كسى كه در آغاز عمرش ظالم بوده و در آخر عمر توبه كرده است
4 . كسى كه در آغاز عمر پاك بوده ، در آخر عمر ظالم شده است .
حال بايد ديد حضرت ابراهيم كه امامت را براى برخى از ذريهء خويش درخواست كرد ، كدام را اراده كرده بود ؟ حاشا كه ابراهيم ، امامت را براى گروه اول و چهارم از فرزندان خويش طلب كند ، چون روشن است كسى كه همهء عمر غرق در ستم بوده يا در دوران تصدّى امامت ظالم باشد ، نمىتوان بر او اعتماد كرد .
مىماند دو گروهِ ديگر ، يعنى دوم و سوم . خداى متعال تصريح كرده كه عهد او به ظالم نمىرسد و ظالم در اين عبارت جز بر گروه سوم يعنى كسى كه در آغاز عمر ظالم بوده و در هنگام تصدّى امامت توبه كرده ، منطبق نمىباشد . پس وقتى اين گروه هم خارج شد ، گروه دوم باقى مىماند ، يعنى كسى كه در طول عمر پاك بوده و قبل از تصدّى امامت و پس از آن ، هيچ انحراف از حق و تجاوز از راه درست ، از او ديده نشده است .
ب . اعلميت
امام بايد از همهء مردم نسبت به قرآن و سنت و معارف و احكام داناتر باشد ، تا امت به آستانهء او روى آورند ، نه آن كه امام سراغ مردم برود . دليل اين روشن است ، چون منصب امامت ، مثل منصبهاى دنيوى يك مقام عرفى نيست ، بلكه رياست عام براى تدبير امور و دنياى مردم است . لازمهاش آن است كه امام ، نسبت به آن چه به وى رجوع مىكنند ، از همه داناتر باشد . علاوه بر اين كه پر كردن خلأهاى پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله فرع بر آن است كه در اصول و فروع و عقايد و احكام از همه داناتر باشد .