شدهء امروزى ، به آنها استناد كنند ولى بههرحال همين مقدار از مطالب كه نقل شد ، نمايانگر اين حقيقت است كه پيروان آنها ، با حضرت مهدى عليه السّلام و ظهور او آشنايى دارند ، و آنچه در اسلام بيان شده ، به كلّى با مطالب اديان گذشته نه تنها بيگانه نيست ، بلكه بسيارى از كليّات و اصول اين امر ، در شريعتهاى الهى پيشين آمده است .
شاطبى گويد : « بسيارى از نشانهها به صورت احكام كلى ، در اديان پيشين همانند اسلام آمده و چندان تفاوتى با هم ندارند » . « 1 »
بر اين اساس ، اعتقاد يهوديان و مسيحيان و ديگر فرقهها و ملتهاى قبل از اسلام به حضرت مهدى آخر الزمان ، در مورد باور مسلمانان و صحّت بشارتهاى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربارهء ظهور مردى از خاندانش در آخر الزمان ، خدشهاى وارد نمىسازد ، چون ايمان دارند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از روى هوى و هوس سخنى نفرموده و همگى فرمايشاتش وحى الهى است . « 2 » و لذا اين بشارتها ، بخشى از اعتقادات قطعى مسلمانان است .
با توجه به همگونى اعتقاد ملتهاى مختلف به اصل ظهور حضرت مهدى عليه السّلام ، مىتوان گفت : اصولا انديشهء ظهور يك نجات بخش ، تعارضى با فطرت ، آرزوها و پيشبينىهاى انسان ندارد ، چون با اندكى دقت مىيابد كه در وراى اين جهان ، مدبّرى حكيم است و مىتواند با استمداد از او براى سكوت در برابر انحرافها ، ستمها و
هامش
( 1 ) - « الموافقات » ، شاطبى مالكى ، ص 3 - 117 ، مسألهء چهارم .
( 2 ) - سورهء نجم ، آيهء 3 ،ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى .