* نظريهء « اسطوره بودن انديشهء مهدى » بىبنياد است
نتيجهء منطقى مطالب پيشين ، بىپايه و اساس بودن ادّعاهاى خاور شناسان و موافقين آنان را مىرساند كه گويند : « انديشهء ظهور مهدى در آخر الزمان افسانهاى بيش نيست » . به آنان بايد گفت : اين چه افسانهاى است كه باور داشت آن چنين گسترش يافته و بىترديد بايستى معتقدان به آن را بىخرد دانست ! امّا با اين همه براى خود تاريخى به طول عمر نخستين اديان آسمانى ، ساخته و پرداخته است ؟ !
تاريخ ، قوم و امّتى را به ياد ندارد كه سابقهء خود را بر يك افسانه بنا نهاده باشد ، لذا امّتى كه - به اعتراف همهء خاورشناسان - داراى پيشرفتهترين تمدّنها در قرون وسطى بوده و در ميان ديگر تمدّنهاى جهان جايگاهى و الا دارد ، و همچنين نقشى اساسى و بنيادى در تهذيب جان مؤمنان از بدعتها ، خرافات و عادتهاى پوسيدهء مورد نفرت و انزجار را بر عهده داشته است ، چگونه ممكن است نسبت به ظهور منجى بزرگ عالم بشريت در آخر الزمان افسانهپردازى كند ؟
گمان قريب به يقين بر آن است كه اين گروه از خاورشناسان ، با آگاهى از باورهاى گذشتگان خود ، كه لبريز از خرافات ، افسانهها و كجرويها بوده ، نوشتن حقايق و واقعيتهاى اسلامى - كه كاملا روشن ، پاك و خالص است - بر ايشان گران آمده ، و به ناچار بخشى از عقدهها و كينههاى خود را به سويش سرازير كردهاند . از اينرو ، حقيقتى را كه به تواتر از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربارهء حضرت مهدى عليه السّلام در آخر الزمان