كنندگان ظهور مهدى او را باز مىدارند و به ضعف حديثهاى در اين زمينه حكم قطعى مىكند در حالى كه از علت ضعفشان بىاطلاع است و شايد معنى حديث ضعيف را هم نميداند ، و حتى از مقدمات اين علم شريف هم تصورى ندارد . كوزه و پيمانهاش تهى از حديثهاى متواترى است كه حتى نياز به شرح و توضيح ندارد .
و تنها دستآويز او در اين افكار ، نوشتههاى ابن خلدون در مورد تعدادى از اين حديثها است ، آن هم بهانهها و دليلهاى دروغين و مزوّرانه كه به دنبالش نيشهاى درهم آميخته ، و از اعتبار انداختنهاى ساختگى كه به راويان ثقهء آنها وارد كرده است .
و حال آنكه ابن خلدون ، خود جايى در وادى گستردهء حديث نداشته و نمىتواند سهم و نصيبى از آن برگيرد ، از اينرو چگونه مىتوان به او اعتماد نمود و براى بررسى مشكلات حديث به او مراجعه كرد ؟ و از آنجا كه بايست از در وارد خانه شد ، حق آن است كه در هر فن و دانشى از متخصصين آن يارى جست . لذا صحيح يا ضعيف شمردن حديث را جز از حافظين و نقد
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( مهدى منتظر ( ع ) در انديشه اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 219
مساهمون: السيد ثامر العميدي
ص٢١٩