كنندگان زبردست آن نبايد پذيرفت » . « 1 »
پس از اين ، گفتههاى تعدادى از حافظين و نقد كنندگان حديث در مورد صحت و تواتر حديثهاى حضرت مهدى عليه السّلام را نقل مىكند .
شيخ احمد شاكر گويد :
« ابن خلدون در رشتهاى كه هيچ اطلاعى از آن ندارد ، وارد شد ، و تلاش كرد كارى را بر عهده گيرد كه اهل آن نيست . او در فصلى كه در مقدمهء كتابش آورده ، تناقض گويىهاى شگفت و اشتباهات آشكارى مرتكب شده است . چون در واقع سخن محدثين را نفهميده است . و اگر از گفتههاى آنان اطلاع پيدا كرده و مورد تفقّد و بررسى قرار مىداد ، چنين مطالبى را بيان نمىكرد » . « 2 »
و شيخ عباد گويد :
« ابن خلدون تاريخنويس است ، نه از رجال حديث .
پس صحيح يا ضعيف شمردن او در مورد احاديث ، اعتبار و ارزشى ندارد ، بلكه اعتماد به افرادى است چون بيهقى ، عقيلى ، خطابى ، ذهبى ، ابن تيمية ، ابن قيّم و
هامش
( 1 ) - ابراز الوهم ، ص 443 .
( 2 ) - مقالهء شيخ عبد المحسن بن حمد العباد تحت عنوان « الرد على من كذّب بالاحاديث الصحيحة الواردة فى المهدى » يعنى « پاسخ كسانى كه حديثهاى رسيده در مورد مهدى را تكذيب مىكنند » كه در مجلهء « الجامعة الاسلامية » در مدينه منوره با شماره 1 ، سال 12 ، و رديف 46 ، سال 1400 ه . ق چاپ شده است .