پس همانگونه كه ذكر شد ، هر سه حديث نخستين - به روايت عاصم بن ابى النجود از زرّ بن حبيش از عبد اللّه بن مسعود - با نقل حافظين حديث از عاصم مخالفت دارد . لذا حافظ ابو نعيم اصفهانى ( متوفاى 430 ه . ق ) در « مناقب المهدى » اين حديث را با سى و سه سلسله راويان مختلف تا عاصم ، نقل كرده است كه حتى يكى از آنها جملهء « و نام پدرش نام پدر من است » را ندارد و با جملهء « نام او نام من است » پايان پذيرفته است .
گنجى شافعى ( متوفاى 638 ه . ق ) هم متن بيان اصفهانى را نقل و اضافه مىكند كه : « اين حديث را غير از عاصم ، ديگرانى هم - مانند عمرو بن حره - از زرّ نقل كردهاند و همگى با « نام او نام من است » حديث را به پايان بردهاند جز روايتى كه در آن عبيد اللّه بن موسى ، از زائده از عاصم نقل شده كه جملهء « و نام پدرش نام پدر من است » را دارد .
لذا مىتوان گفت كه اين جملهء اضافى ، بدون ترديد نمىتواند نزد هيچ خردمندى ارزش و اعتبارى پيدا كند ، آن هم در مقابل آن همه نقلهاى بزرگان حديث . . . « تا آنجا كه مىگويد » و سخن قاطع و نهايى اينكه : احمد حنبل « با دقتى كه در ضبط حديث دارد » اين حديث را چند بار در مسندش فقط با جمله « و نامش نام من است » نقل كرده است » . « 1 »
پس جمله « و نام پدرش نام پدر من است » در حديث ، آن چنان سست و بىپايه است كه نمىتوان از آن براى مشخص شدن نام پدر
هامش
( 1 ) - گنجى شافعى « البيان فى اخبار صاحب الزمان عليه السّلام » ، ص 482 .