تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١

* مراد از عبارت ( و من المقلّدة من . . . ) چيست ؟

بيان توجيه مذكور است به نقل از مرحوم محقق مبنى بر اينكه : برخى از افراد همچون ابن زهره هستند كه وقتى دليل مسأله‌اى را از ايشان طلب مىكنى ، در پاسخ مىگويند : دليل آن اجماع است چرا كه در كتب علماى سه‌گانه يعنى : مرحوم كلينى ، شيخ صدوق و شيخ طوسى ( قدس سرّهم ) در آن مسئله اتفاق داشته‌اند . و اين نحو از استدلال ، خود دلالت بر جهل و نادانى مستدلّ مىكند اگر نگوييم كه خبر از تجاهل وى مىدهد .

* مراد از عبارت ( فانّ في توصيف المدّعى . . . الخ ) چيست ؟

اين است كه : اگر جناب محقّق ، مدعى ، و ناقل اجماع را به تقليد توصيف كرد ، درحالىكه ما مىدانيم كه هركسى ادعاى اجماع كند ، ادعايش از روى علم و آگاهى است بيانگر اين مطلب است كه ايشان در اين توصيفشان اشاره دارند به اين مطلب كه مدعى اجماع به حسن ظن تمسك جسته است و اين حسن ظن را ملاك و معيار اتفاقى بودن مسئله از نظر تمام علما قرار داده است . نكته : همين حسن ظن منشأ جزم و قطع او ( مدعى اجماع ) گشته و حال آنكه چنين جزمى در محل خودش نمىباشد يعنى : چنين جزمى نبايد از چنين منشئى حاصل شود .

* برداشت شما از مطالب مرحوم محقق در اينجا چيست ؟

اين است كه : مدعى اجماع چشم‌بسته و بدون علم ادعاى اجماع ننموده و لكن منشا اين علم صحيح و قابل اعتماد نيست .

* حاصل مطلب در عبارت ( كيف كان ) چيست ؟

طرح سؤالى است در مقابل فرمودهء شيخ مبنى بر اينكه : بزرگانى همچون : علامه ، محقق و شهيد اول و ثانى در كتابهاى خود در موارد عديده‌اى ادعاى اجماع كرده و ظاهر تعبيرشان هم ، اتفاق الكل فى عصر و يا فى الاعصار و القرون است . فى المثل مىگويند : اجماعى عند الاصحاب او عند الإماميّة و . . . كه الف و لام در اينجا مفيد عموم است ، يعنى : هيچ‌يك از فقهاى شيعه در هيچ عصرى با آن مخالفت ننموده‌اند ، حال شما چگونه مىگوييد : اتفاق الكل واقع نشده و مستحيل التحقّق است ؟

* حاصل فرموده شيخ در اين مبحث چه بوده است ؟

اين بوده است : ( ما هو مستلزم عادتا لقول الامام مستحيل التحقق ( هنا ) و ما هو ممكن التحقق ليس مستلزم لقول المعصوم ) .