من پيامبرى نيست . » « 1 » 2 - طبرانى نقل مىكند : « علىبنعبّاس بجلى كوفى ، از ابنتسنيم ، از حسنبنحسين عرنى ، از يحيىبنعيسى رملى ، از اعمش ، از حبيببنابىثابت ، از سعيدبنجبير ، از ابنعبّاس كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله به امّسلمة فرمود : اين است علىبنابىطالب ، گوشتش از گوشتِ من و خونش از خونِ من ، او نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى است جز اين كه پس از من پيامبرى نيست . » « 2 » شيخ الاسلام حموينى آن را با اين اسناد نقل كرده است : « از يعقوببنسفيان فسوى ، از ابوطاهر محمّدبنتسنيم حضرمى ، از حسنبنحسين عرنى . . . » و در پىِ آن آورده است : « اى امّسلمة ، اين على اميرالمؤمنين ، و سرور مسلمانان ، و وصىّ من و ظرف دانش من ، و آستانهى من كه از آن وارد مىشوند ، برادرم در دنيا و آخرت ، و با من است در بالاترين جايگاه ، و قاسطين و ناكثين و مارقين را به قتل مىرساند . » « 3 » بررسى طريق نخست
از گفتههاى اين گروه برمىآيد كه در سند روايت از اعمش ، از عباية ، از ابنعبّاس ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، سخنى نيست ، مگر از جهت « داهربنيحيى » .
در تاريخ دمشق پس از نقل آن از ابوجعفر عقيلى همانگونه كه گذشت ، آمده است : « ابوجعفر گويد : داهربنيحيى رازى در شيعهگرى زيادهروى مىكرد ، و از حديثش پيروى نمىشود . »
عقيلى نيز اين حديث را نقل كرده است با همان كلام در شرح حال داهر ، از كتابش .
و پس از آن اين حديث را آورده است : « از ابنعبّاس كه گفت : به زودى فتنهاى خواهد بود . هر يك از شما به آن رسيديد ، وظيفه دارد به دو خصلت متمسّك شود :
هامش
( 1 ) . تاريخ دمشق 42 : 42 و به نقل از آن : كفايةالطالب فى مناقب علىبنابىطالب : 167 .
( 2 ) . المعجم الكبير 11 : 14 رقم 12341 .
( 3 ) . فرائد السمطين 1 : 149 - 150 .