الف . ابوالقاسم شحامى . همان زاهربنطاهر است . شرح حال او در بسيارى از منابع وجود دارد . ذهبى او را چنين توصيف كرده است :
« استادِ دانشمند ، محدّث مفيد كهنسال ، مسند خراسان . » « 1 » به سال 533 درگذشت .
ب . محمّدبن عبدالرّحمان . همان گنجرودى است . شرح حالش در بسيارى از منابع آمده و ذهبى او را اينگونه وصف كرده است : « استاد فقيه ، امام اديب ، نحوى ، طبيب ، مسند خراسان . . . » « 2 » به سال 453 درگذشت .
ج . ابوسعيد محمّدبن بشر . همان كرابيسى است ، كه شرح حالش در بسيارى از منابع آمده و ذهبى در بارهاش گويد : « استادى ، نيكو ، مُسند » « 3 » و سال 378 درگذشت .
د . محمّدبن ادريس . همان ابوحاتم رازى است ، آنگونه كه ذهبى و غير او توصيفش كردهاند : « امامِ حافظ ، ناقد ، استاد محدّثين » و گفتند : « او از همرديفان بخارى و مسلم است » و آوردهاند كه او خواستار ذلت و خوارى در مردان بود ! و سال 277 درگذشت . » « 4 » ه . سويدبنسعيد ، از رجال مسلم و ابنماجه است . ذهبى او را چنين وصف مىكند : « امام ، محدّث ، بسيار راستگو ، استاد محدّثين » و آوردهاند كه او در كتابش در باب فضائل ، على را مقدّم و ابوبكر و عمر را مؤخّر داشته است ، لذا بعضىها از اين بابت او را عيبجويى كردهاند ! ! ! و نيز دربارهاش بد گفتهاند به اين دليل كه روايت كرده :
« حسن و حسين سروران اهل بهشت مىباشند . » تا آنجا كه ابنجوزى گمان برده كه احمدبن حنبل گفته : او متروك الحديث است . ذهبى گويد : اين نقل مردود نيست ، احمد چنين نگفته است ، سپس از منكرهاى او به گمان آنان حديث « مهدى از فرزندان فاطمه است » را آوردهاند . سال 240 درگذشت . « 5 » و . حفصبن مسيرة . از رجال بخارى و مسلم و نسائى و ابنماجه است . ثورى ،
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلا 20 : 9 .
( 2 ) . سير اعلام النبلاء 18 : 101 .
( 3 ) . همان 16 : 415 .
( 4 ) . همان 13 : 247 .
( 5 ) . همان 11 : 410 .