تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
گفت : اين دو حالت در على وجود ندارد ، در حالى كه در هارون بود ، پس معنى اين سخن چيست كه فرمود : تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى ؟ به او گفتم : مىخواست جان على را خرسندى بخشد ، هنگامى كه منافقان گفتند : او را به جاى گذاشت چون سنگين بار مىدانست . گفت : پس با گفته‌اى بىمعنى خواست جانش را خرسندى بخشد ؟ در اينجا سر به زير انداختم . گفت : اى اسحاق ، در كتاب خداوند آن را معنى روشنى است . گفتم : آن چيست ، اى اميرالمؤمنين ؟ گفت : آنجا كه خداى عزّوجلّ دربازگويى سخن موسى به برادرش هارون گفت : « اخلفني في قومي و أصلح و لا تتّبع سبيل المفسدين » گفتم : اى اميرالمؤمنين ، موسى هارون را در ميان قومش به جا گذاشت ، در حالى كه خودش زنده بود و به سوى پروردگارش رفت . رسول خدا نيز هنگامى كه براى جنگش خارج شد ، على را به جاى گذاشت . گفت : خير ، آن‌گونه نيست كه گفتى . مرا از موسى خبر ده ، هنگامى كه هارون را به جاى خود گذاشت ، آيا وقتى به سوى پروردگارش رفت ، كسى از اصحابش يا كسى از بنىاسرائيل با او بود ؟ گفتم : خير . گفت : آيا او را بر همه‌ى آنان جانشين ننمود ؟ گفت : خبرم ده از رسول خدا ، وقتى كه براى جنگش خارج شد ، آيا كسى جز ناتوانان و زنان و كودكان را به جا گذاشت ؟ پس چگونه مانند آن خواهد بود ؟ و تأويل ديگرى از كتاب خداوند برايش دارم كه دلالت دارد بر اين كه او را جانشين خود نمود ، و كسى نمىتواند درباره‌اش احتجاج كند و كسى را نمىشناسم كه به آن احتجاج كرده باشد ، و اميدوارم كه توفيقى از سوى خداوند باشد . گفتم : آن چيست اى اميرالمؤمنين ؟ گفت : كلام خداى عزّوجلّ هنگامى كه سخن موسى را باز گفت : « و اجعل لي