تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
گذاشت و تكيه كرد ، باد تندى بر او وزيد . پيامبر صلى الله عليه و آله خواستار او شد ، تا اين كه او را يافت ، با پايش به او زد و فرمود : برخيز ، تنها تو براى ابوتراب بودن شايسته‌اى . آيا بر من خشمگين شدى هنگامى كه ميان مهاجران و انصار برادرى افكندم ، امّا ميان تو و هيچ‌يك از آنان برادرى برقرار نكردم ؟ آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ آگاه باش ! هر كس تو را دوست دارد ، امنيت و ايمان او را فرا مىگيرد ، و هر كس تو را دشمن دارد ، خداوند او را به مرگ جاهليت مىميراند ، و به رفتارش در اسلام حساب‌رسى مىشود . » « 1 » خوارزمى ، يك بار ديگر ، آن را با لفظ پيشين ، از عبداللَّه‌بن احمدبن حنبل روايت كرده است . « 2 » 8 - 32 . روايت ابو محمد حامد بن محمود صالحانى ، از عبارت شهاب الدين احمد ، معلوم مىشود . 9 - 32 . روايت زرندى محمّدبن‌يوسف زرندى گويد : « از عمر روايت شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله ميان يارانش برادرى افكند ، امّا ميان على و ميان كسى برادرى برقرار نكرد . على - در حالى كه چشمانش اشك‌ريزان بود - آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! چرا ميان من و كسى برادرى برقرار نكردى ؟ فرمود : تو در دنيا و آخرت برادر من هستى . و در روايتى است كه على گفت : اى رسول خدا ، هنگامى كه ديدم درباره‌ى اصحابت كارى كردى كه دربارهء من چنان نكردى ، جانم از دست رفت و پُشتم شكست . اگر اين رفتار ، به دليل نارضايتى از من بود ، خشنودى و كرامت از آنِ شماست . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : سوگند به كسى كه مرا به حق فرستاد ، تو را تنها براى خودم به تأخير انداختم . تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى ، غير از اين‌كه
هامش
( 1 ) . المناقب ، خوارزمى : 39 . ( 2 ) . همان مصدر : 39 .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 666 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب