تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
نام‌بردن آنان براى مقابله با اميرالمؤمنين عليه السلام تنها تعصّبى بس بزرگ است . ابن‌تيميه گويد : « جانشين كردن در دوران حيات ، خود نوعى نيابت است كه ناگزير هر ولىّ امرى بايد داشته باشد . البته چنين نيست كه هركس در حيات براى جانشينى بر گروهى از امّت نيكو باشد ، براى جانشينى پس از مرگ او صالح باشد ، همان‌گونه كه ابن‌ام‌مكتوم نابينا در زمان حيات پيامبر به كار گرفته شد ، ولى پس از رحلت پيامبر براى خلافت شايسته نيست ، و هم‌چنين بشيربن‌عبدالمنذر و غير او . » « 1 » از لغزش‌هاى شگفت ، اين گفته‌ى فخر رازى است : « شبهه‌ى چهاردهم اين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله ، على را در جنگ تبوك به جاى خود گذارد . گوييم : چرا جايز نباشد كه بگوييم : آن استخلاف محدود به مدّت آن سفر بود ، لاجرم با سپرى شدنِ آن ، مدّت آن استخلاف نيز به پايان رسيد . و نيز ، اين با استخلاف ابوبكر در نماز توسط پيامبر صلى الله عليه و آله در بيماريش ، معارض است . پس اگر آن را انكار كردند ، ما هم آن را انكار مىكنيم . » « 2 » در پاسخ فخر رازى مىگوييم : ديديم كه ادّعاى تقدير ، باطل است ، چون دليلى بر وجودش نيست ، با وجود اطلاق و عموميت لفظ . همچنين ادّعاى معارضه با نماز ذكر شده ، مجادله‌ى غريبى است ، چون استخلاف اميرالمؤمنين عليه السلام مورد اتّفاق و مسلّم نزد هر دو فرقه و حتّى ناصبىها است ، پس معارضه با آن به چيزى كه آنان روايت نكرده‌اند ، جايز نيست . كلام فخر رازى كه گفته : « پس اگر آن را انكار كردند ما هم آن را انكار مىكنيم . » چيزى جز تعصّب نيست .
هامش
( 1 ) . منهاج السنة 7 : 339 . ( 2 ) . كتاب الأربعين فى اصول الدين : 300 .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 647 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب