بيمارى مرگش جانشين خود در نماز كرد ، و از آن بركنارش نفرمود . پس بايد پس از مرگش نيز جانشين او در نماز باقى بماند . و اگر جانشينى او در نماز ثابت شد ، جانشينى او در ديگر امور هم ثابت مىشود ، براساس اين ضرورت كه كسى قايل به فرق نيست . » « 1 » اصفهانى گويد : « سوم : پيامبر صلى الله عليه و آله روزهاى بيمارى ، ابوبكر را در نماز جانشين خود كرد . جانشينى در نماز با نقل صحيح ثابت شد و پيامبر ، ابوبكر را از جانشينى خود در نماز بر كنار نفرمود ، پس ابوبكر پس از وفاتش جانشين در نماز باقى ماند . وقتى خلافت ابوبكر رضىاللَّهعنه در نماز پس از وفاتش ثابت شد ، خلافت ابوبكر بعد از وفاتش در غير نماز ثابت مىشود ، چون كسى قائل به جدايى نيست . » « 2 » گويم :
جانشينىِ ابوبكر ، وابسته به تماميّت مقدمه نخست است ، در حالى كه اماميه موافقت ندارند كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هيچ گاه ابوبكر را در نماز جانشين كرده باشد ، بلكه عدم آن از چندين وجه ثابت شده است ، از جمله اين كه با وارد شدنش در لشكر اسامه منافات دارد كه با گفتههاى بزرگان و روايتهاى راويان ثقه ثابت شده است كه در كتاب فتح البارى « 3 » و غير آن « 4 » آمده است .
ليكن با دليلهاى قاطع ، جانشينىِ اميرالمؤمنين عليه السلام تحقّق يافته است و بزرگان قوم به آن اعتراف كردهاند ، تا آنجا كه ناصبىها نيز توان انكارش را نيافتهاند ، هرچند ادّعا كردهاند كه محدود به خانواده است ، چون ثبوت خلافت بر گروهى از امّت براى ثبوت مطلق آن بسنده است ، چون عقيده به انفصال ، باطل است . اين استدلال را چنان نيرومندى و متانتى است كه تفتازانى را وادار به بيانش در اين مقام كرده و گويد :
« پاسخ به اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله هنگام خروج به جنگ تبوك ، على رضىاللَّهتعالىعنه را به
هامش
( 1 ) . كتاب الأربعين فى اصول الدين : 292 .
( 2 ) . شرح الطوالع ( خطى ) .
( 3 ) . فتح البارى فى شرح صحيح البخارى 8 : 124 .
( 4 ) . دربارهى نماز ابوبكر هنگام بيمارى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسالهاى داريم كه ضمن مجموعهء ( الرسائل العشر فى الأحاديث الموضوعة فى كتب السنة ) چاپ شده است . پژوهشگران به آن رجوع نمايند .