تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
صحت اين حديث علاوه بر اعتبار كتاب ، وقتى رجال اين حديث را - به طور خاصّ - بررسى كنيم ، مىيابيم كه همگى آنان - در نظر اهل تسنّن - ثقه معتبر و از رجال صحيح مىباشند : محمّدبن‌المثنى از حافظان ثقه‌ى بزرگ است . ذهبى گويد : « محمّدبن‌المثنى ، ابوموسى عنزى ، حافظ ، از ابن‌عيينه و عبدالعزيز روايت كرده و ابوعروبة و محاملى ، از او روايت كرده‌اند . ثقه و پرهيزكار ، سال 252 درگذشت . » « 1 » ابن‌حجر گويد : « ثقه مورد اعتماد است . » « 2 » ابوعوانه وضاح ، ابوبلج يحيىبن‌ابىمسلم و عمروبن‌ميمون همگى از افراد ثقه مورد اعتماد و معتبر مىباشند . پيش از اين ديديم كه حاكم اين حديث را از آنان نقل كرده و صحّت آن را دانستيد . هم‌چنين حافظ ابن‌عبدالبر كه دهلوى او را به اعلميت از خطيب و بيهقى و ابن‌حزم توصيف كرده است از اين طريق ، حديث پيشتاز بودن در اسلام را روايت كرده است ، و با بيانى صريح گويد كه كسى را در صحت آن ترديدى نيست . اين متن گفته او است : « عبدالوارث بن‌سفيان ، از قاسم‌بن‌اصبغ ، از احمدبن زهيربن حرب ، از حسن‌بن‌حماد ، از ابوعوانه ، از ابوبلج ، از عمروبن‌ميمون ، از ابن‌عبّاس كه گفت : على بعد از خديجه نخستين كسى بود كه به خداوند ايمان آورد . ابوعمرو گفت : اين اسنادى است كه كسى را در آن ترديدى نيست ، به جهت صحتش و اطمينان كامل در نقلش . » « 3 » چگونه روا مىدارند كه در سند اين حديث عيب‌جويى كنند ، در حالى كه « وضّاح » و « عمروبن‌ميمون » از رجال تمامى كتاب‌هاى صحاح است و « ابوبلج » از رجال ترمذى و نسائى و ابن‌ماجة و ابوداوود است ؟
هامش
( 1 ) . الكاشف 3 : 82 رقم 5219 . ( 2 ) . تقريب التهذيب 2 : 204 رقم 666 . ( 3 ) . الاستيعاب 3 : 1091 - 1092 .