خلافت براى اميرالمؤمنين عليه السلام است ، زيرا اقتضاى همانندى با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در اجر ، آن است كه اجر اميرالمؤمنين عليه السلام از اجر تمامى آفريدهها افزونتر باشد ، و اين افزونى در اجر و ثواب ، عين برترى است كه بر خردمندان مخفى نمىماند .
شگفت است كار ناصبىها . . . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به او مىفرمايد : اگر بمانى اجرى مانند اجر من دارى . . . امّا آنان مىگويند : ماندن او در مدينه و جانشينىِ او براى پيامبر سستتر و خواركنندهتر نسبت به ديگر جانشينىها است ، و بر عيب و نقصى در او دلالت دارد و نتيجهاش فتنه و فسادى بسى بزرگ مىباشد ! !
شرح حال ابوالحسين خلعى
خلعى راوى اين حديث از بزرگان فقها و محدّثان است كه ذهبى او را چنين توصيف مىكند : « امامِ فقيهِ پيشوا و مورد اسناد سرزمين مصر » « 1 » و او را به ديندارى و عبادت و والايى اسناد نيز توصيف كرده است . « 2 » اسنوى گويد : « فقيه صالح ، كرامتهايى دارد و از نظر اسناد ، بالاترين فرد در مصر بود . » « 3 » ابنخلكان از او چنين ياد مىكند : « ابوالحسين علىبن حسنبن حسين بنمحمّد قاضى ، معروف به خلعى ، اصلش از موصل ، مصرى شافعى ، نويسنده الخلعيّات كه به او نسبت داده شده است . از ابوالحسن حوفى ، و ابومحمّد بننحاس ، و ابوالفتح عداس ، و ابوسعد مالينى ، و ابوالقاسم اهوازى و ديگران حديث شنيده است .
قاضى عياض يحصبى گويد : از ابوعلى صدفى دربارهى او پرسيدم ، كه در مسافرت به سرزمينهاى شرقى او را ملاقات كرده بود . گفت : او فقيه و داراى تأليفهايى است ، يك روز قاضى شد و سپس استعفا داد و در قرافه گوشه انزوا گزيد و بعد از حبّال ، مسند مصر بود .
قاضى ابوبكربن عربى دربارهاش گويد : استادى گوشهگير در قرافه ، در روايت
هامش
( 1 ) . سير أعلام النبلاء 9 : 74 .
( 2 ) . العبر 2 : 366 .
( 3 ) . طبقات الشافعيه 1 : 230 - رقم 430 .