تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠

( 21 ) ورود حديث در جنگ تبوك به عنوان دل‌جويى

روايت‌هاى بسيارى دلالت دارد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم تنها براى دل‌جويى به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون باشى . . . » و اين در برابر فتنه‌انگيزى و سخن فتنه‌انگيزان و منافقان بود . ورود حديث در اين مقام ، به روشنى دلالت دارد كه مراد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اثبات خلافت كبرى و امامت عامه و يا لااقل اثبات افضليت است كه اين نيز مستلزم خلافت بلافصل كلّى است . اگر مرادشان از اين حديث ، خلافت جزئى منقطع تا بازگشت از جنگ بود ، يا مرادشان گفته‌ى اعور و امثال او مىبود ، شرافت عظيم و مقام برجسته‌اى براى او اثبات نمىشد ، چون در نيابت جزئى شرافت ويژه‌اى نيست ، همان‌گونه كه بارها براى بعضى افراد صحابه به دست آمده بود . پس كجاست آن دل‌جويى كه اين سخن در پى آن آمده است ؟ بلكه اگر گفته‌ى اعور و غير او كم‌ترين بهره‌اى از واقعيت مىداشت ، اين حديث بر خلاف دل‌جويى و جلب رضايت خواهد بود ! مرحوم علّامه سبحان علىخان اين مطلب را بيان كرده است ، به گونه‌اى كه رشيد خان شاگرد دهلوى را به اعتراف وا داشته كه اين جانشينى كه براى امام عليه السلام به دست آمده ، ابداً همانند ديگر جانشينىها نيست كه براى ديگران مانند ابن‌ام‌مكتوم و غير او حاصل شده است . بلكه دلالت بر شرافت عظيمى براى امام عليه السلام دارد كه ديگران به آن نايل نشدند ، آنان كه بر مدينه جانشين فرمود هر بار كه از آن خارج مىشد . اين مطلبى كه رشيد دهلوى ثابت كرده به معناى دروغ شمردن و نادان دانستن ابن‌تيميه و امثال اوست . آنان كه گمان كرده‌اند اين بار جانشينى با ديگر جانشينىها ، به مناسبت‌هاى مختلف تفاوتى ندارد . هم‌چنين سخنان ديگرانى چون ابن‌طلحه شافعى ، و ولىاللَّه دهلوى و غير آنان را دروغ مىنماياند . اين خلاصه‌اى بود از گفته‌هاى علّامه سبحان علىخان ، و آن‌چه رشيدالدين دهلوى ، در بحث با او در كتابش ( ايضاح لطافة المقال ) آورده است . چنان‌چه خواهان تفصيلش هستيد ، به آن كتاب رجوع كنيد .