تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
مدينه / جانشين شود . گفت : هرگز بعد از تو جانشين نمىشوم . رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا طلبيد ، و پيش از آن‌كه سخنى بگويم ، مرا به جانشين‌شدن سوگند داد . من گريستم . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : اى على ، چرا گريه مىكنى ؟ گفتم : اى رسول خدا چند عامل مرا مىگرياند . [ اول آن كه ] فردا قريش مىگويند : چه زود از پسرعمويش باز ماند و او را يارى نكرد . [ دوم ] عامل ديگرى مرا مىگرياند : مىخواستم خود را در معرض جهاد در راه خداوند قرار دهم . خداوند مىفرمايد : « و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفّار و لا ينالون من عدوٍّ نيلًا » تا پايان آيه . مىخواستم در معرض ثواب قرار گيرم . [ سوم ] عامل ديگرى نيز مرا مىگرياند : مىخواستم در معرض فضل خداوند قرار گيرم . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : در اين مورد كه قريش مىگويند چه زود از پسرعمويش جا ماند و او را يارى نكرد ، من براى تو اسوه‌ام . بسا كه دربارهء من گفتند : جادوگر ، كاهن ، دروغگوست . در اين مورد كه گفتى : در معرض ثواب قرار گيرم ، آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست . و امّا اين كه گفتى : در معرض فضل خداوند قرار گيرم ؛ اين يك بار فلفل است كه از يمن برايمان رسيده ، آن را به فروش و تو و فاطمه از آن بهره گيريد تا خداوند از فضلش به شما برساند . زيرا مدينه جز به من يا تو اصلاح نمىشود . اين حديثى است كه اسناد آن صحيح است گرچه بخارى و مسلم آن را نقل نكرده‌اند . » « 1 » دوم . محمّد صدر العالم گويد :
هامش
( 1 ) . المستدرك على الصحيحين 2 : 337 .