گفت : اگر نكنم چه ؟
گفتند : در اين صورت ، سوگند به خدايى كه جز او نيست ، گردنت را مىزنيم .
گفت : در آن صورت بندهى خدا و برادر رسولش را مىكُشيد .
عمر گفت : امّا بندهى خدا ، آرى ، و امّا برادر پيامبرش ، خير .
اين در حالى بود كه ابوبكر سكوت كرده بود و سخنى نمىگفت .
عمر به او گفت : آيا دربارهى او فرمان نمىدهى ؟
گفت : تا زمانى كه فاطمه در كنارش است ، او را بر كارى كه دوست ندارد ، وادار نمىكنم .
على فريادزنان و گريان خود را به قبر رسول خدا رساند و فرياد برآورد : اى پسر مادر ، اين مردم مرا به ناتوانى كشانيدند و نزديك بود مرا بكُشند . » « 1 » حامد حسين گويد : اين خبر ، از چندين وجه دلالت دارد بر تعيّن خلافت براى او ، و شكستخوردن و تنها ماندنش . پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و دشمنى پيروزمندان بر او . پيامبر اكرم به او خطاب كرد ، به همان خطابى كه حضرت هارون ، حضرت موسى عليهما السلام را مورد خطاب قرار داد . در اين خبر ، دلالت صريحى است بر شباهت كامل ايشان با حال حضرت هارون عليهما السلام .
بنابراين سقوط استدلال رازى بر كسى پوشيده نمىماند و حديث منزلت به طور كامل بر خواستهى ما دلالت دارد .
9 - 19 . نسبت كتاب ( الامامة و السياسة ) به ابنقتيبه
به يارىِ خداوند متعال و تأييدهاى ائمّهى اطهار عليهم السلام برآنم كه درستى نسبت كتاب « الامامة و السياسة » را به ابنقتيبه ثابت كنم تا بر دهان متعصّبها مُهرى بزنم ، و كسى از آنان براى انكار اين خبر نتواند از راه تشكيك در صحت انتساب اين كتاب به مؤلّف ثقه و مورد اعتماد خودِ آنان ، نتيجهاى به دست آورد . لذا گويم :
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة 1 : 31 .