تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
دوست مىداشت و به مقامى رسيد كه همرديفانش در آن ناتوان شدند ، و مردم زمانش از او در شگفت شدند . نتيجه‌ى سخن درباره‌اش اين كه : در شهر و دورانش ، در رياست علمى و عملى يگانه بود ، و در پيشانى زمانه‌اش شرافت و بزرگى داشت ، تا اين كه سرانجام به ترك تقليد رسيد و خود در مذهب امامش اجتهاد مىكرد و بر پايه اصول و قاعده‌هاى آن استخراج مىكرد و گفته‌هايى را برمىگزيد و به آن عمل مىنمود . از او آموخته‌اند : عز حاضرى ، و بدربن‌سلامه در حلب ، و ابن‌قاضى شهبة ، و ابن‌الأذرعى در شام ، و ابن‌الهمام و ابن‌التنيسى ، و سفطى ، و ابن‌عبيداللَّه در مصر . در شرح حالش در ذيل قضاوت مصر ، مطالب بسيارى ، از نظم و نثر و مباحثه‌ها و داستان‌هايش را آورده‌ام . » « 1 » در وصف كتاب او آورده است : « كتابى در تاريخ با الفاظ و مبانى كوتاه ، و محتوا ومعانى زيبا مىباشد » . درباره‌ى آن در كشف الظنون چنين آمده است : « بوستانى از چشم‌اندازهاى دانش‌هاى پيشينيان و پسينيان است ، و آن تاريخ مشهور ، از ابووليد قاضى القضاة مىباشد . . . » « 2 » 4 - 19 . شباهت ميان حضرت هارون و حضرت على عليهما السلام در سخن أروى أروى دختر حارث ، وضع بنىهاشم را به بنىاسرائيل ، و وضع متولّيان امر به ستم را به فرعون تشبيه كرده است . همچنين وضع اميرالمؤمنين عليه السلام بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را به حضرت هارون پس از حضرت موسى عليهما السلام شبيه دانست و با استناد به حديث منزلت تصريح كرد كه امامت و خلافت پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم حقّ ثابت اميرالمؤمنين عليه السلام است ، ليكن آن سه نفر و سپس معاويه اين حق را به زور گرفته و غصب كردند ، پس اميرالمؤمنين و اهل بيت ، مظلوم ، مستضعف و مقهور بودند ، همان‌گونه كه حضرت هارون عليه السلام بود .
هامش
( 1 ) . الضوء اللامع المجلد 5 - الجزء العاشر ص 3 - 6 رقم 5 . ( 2 ) . كشف الظنون 1 : 920 .