دين ما اهل بيت ، در ميان مردم سختترين رنج را داشتيم ، تا اين كه خداوند پيامبرش را قبض روح كرد ، در حالى كه تلاش او را سپاسگزار بود و جايگاهش را بالا برد ، پس از او فرزندان تيم و عدى و اميّه بر روى ما جستند ، و حقّمان را به زور گرفتند ، و بر ما فرمان راندند . پس ميان شما در جايگاه بنىاسرائيل در آل فرعون بوديم ، و پس از پيامبرمان صلى الله عليه و آله علىبنابيطالب در جايگاه هارون نسبت به موسى بود .
عمروبنعاص به او گفت . . . »
تا پايان آن خبر . . . » « 1 » ابنشحنه و تاريخش
حافظ سخاوى در شرح حال ابنشحنه آورده است :
« در سال 749 در حلب متولّد شد ، همانجا در سايهى پدرش پرورش يافت ، قرآن و كتابهايى را حفظ كرد ، از اساتيد شهرش و دانشمندانِ وارد در آن شهر بياموخت و فضيلتهايش شهرت يافت ، به گونهاى كه اكمل الدين و سراجالدين او را به قضاوت شهر تعيين كردند و هر دو او را ستودند ، و در سال 778 اشرف شعبان او را به جاى جمال ابراهيمبنعديم به قضاوت آن شهر منصوب كرد .
ابن خطيب ناصريه در بارهاش چنين آورده است :
استاد ما ، شيخ الاسلام ، او انسانى نيكو ، خردمند و نرمخوى بود ، سخنان نغز شيرين و همّتى عالى داشت ، پيشوايى دانشمند ، فاضل و باهوش بود ، ادبيات بسيار خوب و نظم و نثر برتر و در تمام دانشها يدِ طولايى داشت ، نزد او خواندم . . .
برهان الحلبى گويد : از خانوادههاى حلبى بود ، در فقه و ادبيات و واجبات مهارت يافت ، همراه با مهارت نگارش بسيار خوب و همصحبتى با لطافت و قيد و بندهاى نيكو ، هوشمندى او مىدرخشيد ، و نوشتههاى لطيفى دارد .
مقريزى گويد : در حلب و دمشق و قاهره فتوا و درس داد ، حديث و اهلش را
هامش
( 1 ) . روضة المناظر ، حوادث سال 60 .