تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
او فهم و ادراكها ژرفا يافتند ، همراه با خويشتن‌دارى و پرهيزكارى و دين‌دارى كه از سرچشمه‌اش نوشيد . تأليف مشهورى دارد كه آن را « عقد الفريد » ناميد ، و آن را از لغزش‌هاى نقد نگه‌داشت ، چون آن را در مسير روشنگرى و چون شمشيرى برّان نمايان ساخت ، كه انديشه‌هاى ژرف در برابرش سر فرود آوردند و افسون‌گرى در هر بابى از آن ديده شد . او در شعرسرايى به منتها درجه رسيده است و از بلنداى احسان بالاتر رفت . . . » « 1 » علاوه بر سخن ابوالعباس مقرى ، ديگر دانشمندان متسنّن نيز ، عقدالفريد را از كتاب‌هاى معتبر مىدانند و در توصيفش گويند كه از نقد نگه‌داشته شده است . در كتاب « وفيات الأعيان » و منابع ديگر آمده كه از كتاب‌هاى مفيد است و در بعضى كتاب‌هاى ديگر ، آن را از كتاب‌هاى نفيس برشمرده‌اند . هم‌چنين ابن‌خلّكان در تاريخش ، بلويى در الف با ، ابوالفضل جعفربن‌ثعلب در الإمتاع بأحكام السماع ، ابن‌خلدون در تاريخ ، عبدالعزيزبن‌فهد مكّى در غاية المرام بأخبار سلطنة البلد الحرام و ديگران ، بر اين كتاب اعتماد و از آن نقل كرده‌اند . ابن‌عبدربّه در توصيف آن گويد : « اين كتاب را نگاشتم و گوهرهايش را از ميان گوهرهاى برگزيدهء ادبيات و فرآورده‌هاى جوامع بيان برگزيدم . پس گوهر گوهرها و گزيده‌ى گزيده‌ها گرديد . در اين ميان ، تنها گردآورى گزينش‌ها و حسن اختصار و گسترش دوران و زمان هر كتاب ، از آنِ من است . و موارد ديگر ، برگرفته از زبان دانشمندان و سخن بازمانده‌ى حكما و ادبا مىباشد . البته گزينش سخن از تأليف آن دشوارتر است ، چنان كه گفته‌اند : گزينش انسان ، نماينده‌ى خرد اوست . » 2 - 19 . روايت ابوالفداء اسماعيل بن‌على ، مشهور به ابوالفداء در تاريخ خود ، در اخبار معاويه گويد : « از تاريخ قاضى جمال الدين‌بن و اصل است كه : اروى دختر
هامش
( 1 ) . نفح الطيب .